هجده اعلامیه تحصن اکبر در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران

هجده اعلامیه تحصن اکبر در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران

اعلامیه های شماره 5 تا 16

اعلامیه های شماره 17 و 18 تحصن اکبر تایپ شده نبودند و بصورت اسکن در همان دو سایت رسمی روزانه موجودند

http://centurygenius.blogspot.com/2015/03/blog-post_50.html

and

http://ebrahiminetwork.blogspot.com/2015/03/blog-post_15.html

دو بیانیه (ماه مارس و ماه آوریل) نیز پس از آنها نوشته شد و بصورت اسکن شده در همان دو سایت قرار گرفت.

اعلامیه شماره 16 تحصن اکبر

5+1 باید غرامت حذف مدیران و نمایندگان ایران را بپردازد

بر مواضع و عقاید خود مصمم و استوارم

(اعلامیه شماره 16 تحصن اکبر)

قبل از سال 2009 من باید در کشورهای توسعه یافته و پیشرفته غربی به موفقیتها و شکوفایی های علمی، فرهنگی، هنری و صنعتی می رسیدم و در سال 2009 باید با دست پر از دستاورد و ارمغان و با سربلندی و افتخار به کشورم ایران می آمدم تا با ملتم (ملت ایران) که یک دلتنگی متقابل باالقوه در میانمان بود، مجددا و در شرایطی مناسب و مطلوب دیدار و مصاحبه کنم و از نو و بهتر با ایشان آشنا شوم.

بهترین دورانها و فرصتهای دیدار، مصاحبه و آشنایی من با ملتم به ابتذال کشیده شدند و کشورهای 5+1 در اینمورد مسوولند و باید پاسخگو باشند.

من همه نیروهای اپوزیسیون ایران و ایرانیانی که بطور نمادین و برجسته و هر یک به نوعی و در سطحی و به میزانی بر ضد رژیم حاکم بر ایران فعال هستند را با وجود همه کمی و کاستی ها و عیب و ایرادهایی که ممکن است داشته باشند از مکملهای بخش و وجه مبارزاتی شخصیت خودم می شناسم و علی رغم برخی اختلافاتی که ممکن است در میان ایشان وجود داشته باشد، من از کشورهای 5+1 می خواهم که نسبت به تقویت آنها و حمایت از آن نیروها اقدامات لازم و کافی را انجام دهند. چرا که آنها خواسته و یا نا خواسته و خود آگاه و یا نا خود آگاه در دیدگاه اکبر علاقه و اشتیاق دیوانه وار خود به محبوب مردم ایران شدن و آرتیست و قهرمان ایران و ایرانیان شدن را به نمایش گذاشته اند و بدین ترتیب، از جمله ثروتها و دارایی های ملی ملت ایران محسوب می شوند.

ضرب و شتم محمد نوری زاد در روز اول حضور تحصن آمیز ایشان در خیابان پاستور تهران و دیگر نمونه های نمادین سرکوب هموطنان سبز اکبر، نشانه هایی از دلایل و ریشه های آسیب پذیری ها و عقب ماندگی های اکبر و ایران و ملت ایران بوده اند.

به عبارت دیگر، سرکوب نخبگان نمادین و نزدیکترین حامیان جنبش سبز ملت ایران طی سالها و دهه های اخیر، صدمه ها و آسیب ها و خسارتهای شدید و عمیق اما نامرئی و نا محسوسی به ایران و ملت ایران زده است.

تا حدی که در مورد انتخاباتهای پیش رو در ایران تا زمان روی کار بودن این رژیم، من که خودم یک اصلاح طلب و حتی بسیجی بوده ام و توی سرم زده اند تا اپوزیسیون را هل بدهم توی دره و خودم جای اپوزیسیون را بگیرم چیزی نمی توانم بگویم جز آنکه بگویم: “از کاندیداهایی که به جنبش سبز ملت ایران فحشهای از کمر به بالا داده یا می دهند در مقابل کاندیداهایی که به جنبش سبز ملت ایران فحشهای از کمر به پایین داده یا می دهند حمایت می کنم.

کشورهای 5+1 خودشان نیز خوب می دانند که فحاشی و موضع گیری بر علیه جنبش سبز ملت ایران و طرفدارانش از لوازم مهم کاندیداتوری و حضور در عرصه های قدرت متمرکز در ایران سالهای اخیر بوده است.

چرا حکام و مقامهای مسوول کشورهای 5+1 توسط رژیم ایران ضرب و شتم نمی شوند اما این موضوع برای محمد نوری زاد به گونه دیگری است؟ تجارت و معاملات همه جانبه کشورهای 5+1 با رژیم ایران به قیمت قتل تدریجی و سیستماتیک و برنامه ریزی شده “فعالان سیاسی مستقل از رژیم و سبز در ایران دهه های اخیر” انجام می شود.

هر چند که چین و روسیه در آن میان نسبتا بسیار بسیار لاشخور ترند اما من از کلیت کشورهای 5+1 که همچون لاشخور هر یک نمونه ای از ایران را بعنوان غنیمت جنگی به دندان گرفته و به این طرف آنطرف و بر سر این میز و آن میز می برند و می خورند می خواهم که زمان، زندگی و توسعه نخبگان سیاسی سبز دهه های اخیر ملت ایران

_که البته معدل ایشان از خود برخی از دولتمردان 5+1 نیز گدا گشنه تر، نا نجیب تر و جار کش تر است_

را به ایران بازگردانند

تا ایران پاک تر، شریف تر، سالم تر و قوی تر شود و دیگر نیازی به خوردن زمان، زندگی و توسعه اکبر نداشته باشد.

تا رفسنجانی تنها شانس و گزینه جامعه مدنی و اپوزیسیون ایران نباشد و احمدی نژاد تنها شانس و گزینه اقشار فقیر و آسیب پذیر ایران نباشد و ملت ایران از سطح مبتذلی که در آن امتیاز مدیریت و نمایندگی اپوزیسیون و جامعه مدنی کشورشان توسط شخصی به نام رفسنجانی و پرچم شعار عدالت کشورشان توسط شخصی به نام احمدی نژاد به راحتی دزدیده و تنزل داده می شود نجات پیدا کنند و

ایران پاک تر، شریف تر، سالم تر و قوی تر شود و دیگر نیازی به خوردن زمان، زندگی و توسعه اکبر نداشته باشد.جهان حق دارد که نگران زمان، زندگی و توسعه اکبر باشد. کشورهای 5+1 حق نداشتند که نسبت به این نگرانی بی تفاوت، بی تعهد و بی مسوولیت باشند و باید در مقابل آیندگان پاسخگو باشند.

حتی اگر سخت است و حتی اگر لازم شد، از جان خودشان هم مایه بگذارند تا بتوانند “غرامت حذف مدیران و نمایندگان ملت ایران” برای به چنگ آوردن فرصت چپاول ایران را به ایران بپردازند.

من یکبار دیگر تاکید می کنم که رژیم حاکم بر ایران باید متوقف شده و سران آن باید مجازات شوند. من زمان، زندگی و توسعه ایران سبزم را از کشورهای 5+1 می خواهم.

من موافق نیستم با کشورهای 5+1 در اینمورد که مسایل اتمی و دیگر مسایل خرد و کلان و آشکار و نهان مورد معامله آنها با رژیم ایران، مقدم، مهمتر و اولی تر از موضوع سرکوبهای سال 88 جنبش سبز ملت ایران است.

گردانهای عاشورا، گردانهای امام علی و غیره و ذالک که متشکل از قوای نظامی، انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی بوده اند در سرکوبهای جنبش سبز ملت ایران دست داشته اند و یک نمونه اش نیز لشگر کشی ایشان با  لباسهای فرم و غیر شخصی به بهشت زهرا و قهقهه ها و مانورهای ایشان در حوالی آرامگاه هدی صابر بوده است که همچون نمونه های بسیار دیگر من خودم شاهد آن بوده ام و واقعی بوده اند و افسانه هم نبوده اند.

من اعتقاد دارم که نجات معدل عناصر نظامی، انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی ایران، مقدم، مهمتر و اولی تر است. نجات از اسارت در سطحی که در آن، سیستم نظامی، انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی ایران در مقابل سرکوب جنبش سبز ملت ایران سکوت کرده است به سطحی که در آنمورد برای خودش اعاده حیثیت می کند.

علی اکبر ابراهیمی

جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳

۷ نوامبر ۲۰۱۴

ایران. تهران. مقابل دفتر سازمان ملل در بلوار شهرزاد

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعلامیه شماره 15 تحصن اکبر

(درخواست کمک اکبر از 16 کشور جهان برای معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی)

نیاز دارم که در مورد “بیانیه 31 آگوست اکبر” از طرف وزارت علوم دولتهایی که در این سند نام برده می شوند اطلاع رسانی و فعالیتهای تبلیغاتی حمایتی شود.

امیدوارم دولتهای کشورهای

چین، روسیه، آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، امارات متحده عربی، گرجستان، مالزی، تایلند، اندونزی، کانادا و استرالیا

در اینمورد فعال شده و اقداماتی در این زمینه انجام دهند.

کشورهای گروه 5+1 نسبت به قدرتی که در اختیار داشته اند و جولاندهی ها و نقش آفرینی هایی که در عرصه های واقعیت انجام داده اند، بسیار بیش از من در مورد جهانمان مسوول بوده اند و باید پاسخگو می شده اند اما من نسبت به وسع و توان خودم، بسیار بیش از آن کشورها غصه جهانمان را خورده ام و برای پاسخگو شدن در مورد مسایل و مصایب جهان و جهانیان کوشیده و به خودم فشار آورده ام.

من کشورهای چین، روسیه، آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان (کشورهای گروه 5+1) را مطابق چنین نظریه هایی که در دیگر اسناد نیز به تفصیل مطرح کرده ام، نسبت به خودم بدهکار، مدیون، مسوول و متعهد می شناسم

و بر همین اساس از دولتهای آن کشورها انتظار دارم در این زمینه (در زمینه معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی) فعال شده و اقداماتی جامع را انجام دهند.

همچنین کشورهای ترکیه، آذربایجان و ارمنستان سه کشوری هستند که من در روزهای سخت مجبور شده ام به آنها مراجعه کرده و در زمینه اقامت بیش از مدت زمان ویزا بمنظور ممکن شدن فرصت تعامل با یو. ان. ایچ. سی. آر از آنها درخواست کمک کنم و هر یک از ایشان نیز به نسبت وسع و توان خویش برای میزبانی از تعامل اکبر با یو. ان. ایچ. سی. آر و آرشیو دیدگاههای علمی، فرهنگی، هنری و سیاسی اکبر برای ثبت در تاریخ کوشیده اند.

من امروز در اینجا نیز بر مبنای همان سنت قدیمی درخواست کمک از آن سه کشور، از آن سه کشور می خواهم در صورت امکان در اینمورد (در زمینه معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی) نیز فعال شده و قبل یا بعد از مرگم در حد و اندازه هایی که برای ایشان سهل و ممکن باشد اقداماتی را انجام دهند.

همچنین کشورهای مالزی، تایلند، اندونزی، امارات و گرجستان نیز کشورهایی هستند که در صورت عدم موفقیتم برای دستیابی به یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام از سازمان ملل، شاید مجبور شوم بمنظور تجدید و تکرار رجوع به یو. ان. ایچ. سی. آر به آن کشورها نیز سفر کنم.

بر همین مبنا کشورهای مالزی، تایلند، اندونزی، امارات و گرجستان نیز در این متن به انجام اقداماتی در این زمینه (در زمینه معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی) که برای ایشان سهل و ممکن باشد فراخوانده می شوند.

همچنین کشورهای کانادا و استرالیا که در کنار آمریکا و کشورهای اروپایی از جمله کشورهای مورد نظر و مورد علاقه من بعنوان مقصد نهایی مهاجرتم محسوب می شوند نیز از مخاطبان این متن محسوب شده و به انجام اقداماتی در این زمینه (معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی) که برای ایشان سهل و ممکن باشد فراخوانده می شوند.

همچنین من امروز در همین متن از این فرصت استفاده می کنم و اعلام می دارم که به یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی از سوی سازمان ملل به درخواست پناهندگی ام نیاز دارم و در همین راستا اعلامیه شماره 11 تحصن اکبر را نیز نوشته ام و منتظر پاسخی به آن از سوی سازمان ملل هستم. و البته لابی احتمالی 16 کشور مورد خطاب در این سند نیز می تواند در آنمورد نیز یاری رسان اکبر باشد.

به امید روزی که مطالعاتم تداوم یافته و پژوهشهایم توسعه یافته باشند و من یکبار دیگر نیز

_و این بار به شکل سامان یافته تر، سازمان یافته تر و برنامه ریزی شده تری_

همه کشورهای جهان را به اتحاد و همکاری با هم در یک پروژه مشترک برای پاسخ به یادداشت هدف مشترک بشریت که در آنجا سوال “تو کی هستی” را مطرح کرده ام فرا بخوانم.

با احترام

علی اکبر ابراهیمی

نویسنده یادداشت پویش سفیران

جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳

۵ سپتامبر ۲۰۱۴

ایران. تهران. مقابل دفتر سازمان ملل در بلوار شهرزاد

ضمیمه ها:

یک: بیانیه 31 آگوست اکبر

دو: ورژن دوم پروپزال

سه: گزیده ای از کتیبه 2010

چهار: اعلامیه شماره 11 تحصن اکبر

پنج: هدف مشترک بشریت

شش: پویش سفیران

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

بیانیه 31 آگوست اکبر

(اعلامیه شماره 14 تحصن اکبر)

من این حق را برای همه دانشگاهها، سازمانها و نهادهای علمی دولتی و غیر دولتی سراسر جهان قائلم و به رسمیت می شناسم که ضمن تعهدی نانوشته به اصول اخلاقی در مورد توسعه و ارتقاء تمدن بشری،

به اندیشه علمی اکبر توجه فرموده و آن را در مطالعات و بخشهای تحقیق و توسعه خویش مد نظر قرار دهند.

من به اقدام جامعه علمی در اینمورد علاقمندم و برای ایشان در این راه آرزوی موفقیت می کنم.

دو اثر با نامهای “ورژن دوم پروپزال” و “گزیده ای از کتیبه 2010” از جمله نوشته های من در سالهای اخیر هستند که برای آشنایی با اندیشه ام (اندیشه علمی اکبر) منابعی مهم و اصلی محسوب می شوند.

هر چند که نبوغ، مهارت، خلاقیت، شور، هیجان، جوانی، آمادگی ذهنی، انگیزه و انرژی سالهای اخیر را در خودم نمی بینم، اما

امیدوارم در آینده میان مدت و بلند مدت باز هم آثاری در تعریف و تبیین آنچه که در عرصه علم، فرهنگ و صنعت مد نظر داشتم خلق کنم. و باز هم به سطوح مناسبی از آمادگی برای تولید مجموعه ایده ها، طرحها و برنامه هایی برای تاسیس سازمان پژوهشهای اکبر و رهبری مجموعه سازمانهای پژوهشی اکبر در سراسر جهان برسم. و چنانچه مطالعات و پژوهشهای متوقف مانده ام باز هم تداوم بیابند، چنین احتمالی چندان هم بعید به نظر نمی رسد.

با تشکر

علی اکبر ابراهیمی

یکشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۳

۳۱ اوت ۲۰۱۴

ساعت حدود 10 صبح به وقت تهران

ایران. تهران. مقابل دفتر سازمان ملل در بلوار شهرزاد

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////

طرح آتش بس میان کشورهای 5+1 با اکبر

(اعلامیه شماره 13 تحصن اکبر)

به نظر نمی رسد که کشورهای 5+1 بخواهند و یا آنکه بتوانند تا قبل از 20 aug 2014  آنچه را که اکبر از ایشان در مورد ایران و جهان خواسته است به انجام برسانند.

احتمالا آنها از آن پس بطور جدی تری مرا یک دشمن متخاصم بر علیه خودشان حس خواهند کرد و بیش از پیش امیدشان به بی خطر بودن اکبر برای کشورهای 5+1 را تبدیل شده به یاس خواهند یافت.

اما آنها باید بدانند که هرچند من کشورهای 5+1 را بعنوان کل هدف و حتی بجای خدا و یا شریک خدا نمی پذیرم و قبول ندارم، اما آنها را در این زندانی که اسیر و گرفتارش هستم سرگرمی های چندان بدی نیز برای خودم نمی دانم و مجبور شده ام که آنچه

“دزدیده شدن حق و حقوق رسانه ای و تبلیغاتی اکبر در سال 2009 توسط معدل سران اپوزیسیون سبز و غیر سبز ایران” نامیده می شود را بهانه کنم و برای خودم حق صدور کارت سبز امتیازات سال 2009 ایران و اعطای آن هویتهای ممتاز و سبز به استبداد و استعمار و حق عصیان و حق ترقه بازی و …. قایل شوم و

آنها (5+1) را بعنوان سرگرمی بپذیرم و گهگاه آنها (5+1) را نیز برای مدتی معین و محدود، اندکی برخوردار از خیر و حق و نیکی به حساب بیاورم و هر یک از ایشان را به نام صدا کنم و به ایشان بگویم: “جهنم و ضرر، 5+1 را نیز عشق است”.

در همین راستا، چنانچه دخترها و پسرهای خانواده ها و فامیلهای حکام و مقامهای مسوول کشورهای 5+1 تمایل دارند که من آنها را بکنم (بگایم)، علی رغم آنکه من از انجام چنین کارهایی بدم می آید، اما درخواستهای پنهانی آنها در اینمورد برای من قابل بررسی است.

البته پذیرش چنان درخواستهایی از سوی من، هیچگونه محدودیت، تعهد و الزامی برای من ایجاد نمی کند و برایم فقط می تواند سرگرمی و تفریح باشد.

بدین ترتیب، همانگونه که رهبر جمهوری اسلامی ایران (جناب آقای علی خامنه ای) استراتژی نرمش قهرمانانه (کون دادن، اعم از کون دادن با آرایش محمود احمدی نژادی و یا کون دادن با آرایش حسن روحانی یی) را در قبال 5+1 به کار برد و احساس کرد که کشورهای 5+1 نسبت به وی دلبسته و علاقمند شده اند،

کشورهای 5+1 نیز در اینجا و اینک به همین استراتژی نرمش قهرمانانه در قبال اکبر متوسل شده اند و گمان می کنند که اکبر در مراتع 5+1 به شکار و عشق و حال و تفریح و خوشگذرانی و عیش و نوش پرداخته و نسبتا صاحب کشورهای 5+1 شده است و کتکها و توهین ها و آسیب ها و خسارات بر علیه خودش را نیز به حساب “خواستگار زنون” گذاشته و با همیندست تصدقات تحقیر آمیز و کم و بخور و نمیری که از سوی 5+1 بر اکبر نازل گشته، دچار توهم قدرت و احساس مالکیت بر کشورهای 5+1 شده است

و دیگر نسبت به کشورهای 5+1 آنقدرها هم بی رحم نخواهد بود و در نتیجه، ترسشان از اکبر که گمان می کنند دلبسته کشورهای مطبوعشان شده است کمتر می شود و دیگر لزوم و ضرورتی برای ترس بیش از پیش از اکبر و جفتک پرانی هایی بیشتر و بدتر و آسیب زا تر و صدمه زننده تر به اکبر نمی بینند و این شعر حافظ را می خوانند که:

“معاشران گره از زلف یار باز کنید، شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید”.

از همه این حرفها گذشته، اما دل پسرکها و دخترکهای خانواده ها و فامیلهای حکام و مقامهای مسوول کشورهای 5+1 را هم نمی توان شکست. پس، ای کلوپ پسرکها و دخترکهای خانواده ها و فامیلهای حکام و مقامهای مسوول کشورهای 5+1 (ای بلای سر اکبر)، دوستت دارم. به جان تو قسم، دوستت دارم.

علی اکبر ابراهیمی

دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۳

۱۱ اوت ۲۰۱۴

تهران

مقابل دفتر سازمان ملل در بلوار شهرزاد

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعلامیه شماره 12 تحصن اکبر

(اتمام حجت با کشورهای 5+1 در مورد جهان)

من سالها پیش در اثری تحت عنوان “ورژن دوم پروپزال” به نقطه ای اشاره کرده بودم که در آن هیچگونه جنگ، فریاد، شكایت، گلایه، كدورت و نارضایتی آشكار و یا پنهانی وجود ندارد و احتمال آه بودن بازدم انسان برای جامعه به یك نگرانی تبدیل شده و انسان از این بابت می خندد.

جهان باید تا 20 aug 2014  دست کم به آن نقطه ابتدایی که در بالا ذکر شد رسیده باشد.

و در غیر اینصورت کشورهای 5+1

_بواسطه یکه تازی ها و برتری ها و سروری های دهه های اخیرشان در زمین،_

مسوول هستند و باید پاسخگو باشند.

و با توجه به اینکه هنوز هم پاسخگو نشده اند، از 20 aug 2014  به بعد باید پذیرای عصر ملامت کشورهای 5+1 شوند و به سمت پذیرش محکومیت و مجازات گام بردارند تا تمدنهایی متخاصم و شیطانی به نظر نرسند و در دیدگاه اکبر، سرنگونی آن تمدنها لازم و ضروری تشخیص داده نشود.

با تشکر.

علی اکبر ابراهیمی

جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳

۱ اوت ۲۰۱۴

تهران

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعلامیه شماره 11 تحصن اکبر

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل،

سرکار خانم ناوی پیلای و یا هر شخص دیگری که در این مقام قرار دارید و یا در این مقام قرار خواهید گرفت،

و یا هر مقام مسوولی در یو. ان. ایچ. سی. آر،

با سلام و احترام.

من سالهاست که یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی به در خواست پناهندگی ام از یو. ان. ایچ. سی. آر می خواهم تا بتوانم برای امور زندگی و رفاهی و امور مطالعاتی و پژوهشی و امور پیشرفتی و توسعه ای خودم در یک شرایط و وضعیت ثابت برنامه ریزی کنم.

با توجه به این که من اعلامیه تحصن اکبر، اعلامیه شماره دو تحصن اکبر، اعلامیه شماره سه تحصن اکبر و الی دیگر اعلامیه های تحصن اکبر در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران را نگاشته ام و برخی از مردم ایران از این بابت نزد من در مورد در خطر بودن سلامتی و امنیتم در ایران ابراز نگرانی می کنند، من در نظر دارم طی ماههای آینده بمنظور مراجعه مجدد به یو. ان. ایچ. سی. آر، ایران را به مقصد ترکیه و یا مالزی ترک کنم.

اما با توجه به اینکه من در اعلامیه های فوق الذکر کشورهای 1+5 را در مورد مشکلات و مصایب داخلی ایران مسوول شناخته و مورد سوال قرار داده ام و به شکلی تئوریزه شده لازم و ضروری دیده ام که هزینه “مجموعه خسارات اکبر در ایران و جهان” از کرامت، حرمت و امنیت کشورهای 5+1 پرداخته شود، در عرصه های بین المللی نیز برای ثبات و منافعم نگرانم.

در ایران بر مبنای هویتهایی ضد سبز و افراطی، آبادی هایی خرد و کلان و آشکار و نهان از زندگی شکل گرفته که از نظر من ضد زندگی و توسعه و آبادانی ایران و جهان و ایرانیان و جهانیان، نا حق، اشاعه دهنده فساد و محکوم به مجازاتند. و من بر این موضع مصمم هستم. پس بدیهی است که در کوتاه مدت در ایران، تصوری از ثبات برای من و منافعم وجود نداشته باشد.

هر چند که ثبات و تضمین در ایران برای من گران محاسبه شد و امنیت من در ایران روی هواست (احتمالی و نامطمئن) است و حتی شاید جانم هم در ایران بخاطر نگارش اعلامیه های تحصن فوق الذکر درخطر است، اما با توجه به این که من در آن اعلامیه ها کشورهای 5+1 را در مورد مشکلات و مصایب داخلی ایران مسوول شناخته و مورد سوال قرار داده ام و از کشورهای 5+1 انتظار توجه مسوولانه به لزوم و ضرورت توسعه و ارتقای سطوح تمدن در کشورهای جهان به سطح تمدن مطلوب و آرمانی و پرداخت ایثارگرانه و فدا کارانه هزینه در این راه را داشته ام،

می ترسم که در خارج از ایران نیز کشورهای 5+1 مانع اعمال اراده سازمان ملل مبنی بر حمایت از اکبر (علی اکبر ابراهیمی) و کمک به وی شوند

و تهدید ها و تحدیدهای نامحسوس، ناخودآگاهانه و یا حتی شاید گاهی هم خودآگاهانه آن شش کشور ابر قدرت نظامی جهان معاصر و جو رعب و وحشتی که در دوران برتری و سروری و مسوولیت آنها بر جهان حاکم است، دیگر کشورها را نیز مجبور به دردسر سازی و سخت گیری های نامتعارف و نامعمول برای من کند.

همانگونه که قبلا نیز بارها همینطور شده است. آری. القائات نامحسوس و احتمالا ناخود آگاهانه و اتوماتیک کشورهای 5+1 بر علیه اکبر، فقط کمترین و حداقل خطر از سوی آن کشورها بر علیه اکبر در عرصه های بین الملل بوده است. و من از تداوم آن خصومتها می ترسم

و از شر آن به تو (سازمان ملل) که تعیین خدا در زمین و نمونه و ورژنی _نسبی، شایسته تشویق، ناقص و در حال ارتقا و تکامل_ از خدا هستی پناه آورده ام.

و از شر آن به تو

(سازمان ملل، جنبش سبز ملت ایران، هر یک از شهدای جنبش سبز ملت ایران، هر یک از نخبگان نمادین جنبش سبز ملت ایران، هر یک از سبزهای آسیب دیده در جنبش سبز ملت ایران، هر یک از انبیاء و اولیاء و صالحان و خوبان معاصر و گذشته و آینده و هر جان آزاده ای(

که تعیین خدا در زمین و نمونه و ورژنی نسبی از خدا هستی پناه آورده ام.

و تو (سازمان ملل) برای حمایت از من اختیار کافی داری و نیازی به هیچگونه مجوزی از سوی کشورهای 5+1 نداری

و حتی اگر بخواهی می توانی یک بخش “تحقیق و توسعه اکبر” در همه شعبه های سازمان ملل در همه کشورهای جهان تاسیس کنی و کم کم سازمان ملل را در سازمان اکبر و در “دولت جهانی اکبر”ادغام و منحل و محو کنی،

و کشورهای 5+1 را توان و نای مخالفت با اراده همه ملتها و کشورهای جهان که قرار بوده است در اراده تو (در اراده خیر) متبلور شده باشد نخواهد بود.

عالیجناب

من هنوز هم خواهان یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام از یو. ان. ایچ. سی. آر هستم

تا اگر آن پاسخ “ردی” باشد، لااقل از هزینه ها، آسیبها و خسارات فرار مجدد از ایران به امید مورد حمایت یو. ان. ایچ. سی. آر قرار گرفتن مصون بمانم و ایران را با چنان امیدی ترک نکنم و نیروها و ظرفیتهایم را بیش از پیش در راه درخواست حمایت از یو. ان. ایچ. سی. آر هرز و هدر ندهم و در اثر ضعف بیش از پیش، به مرگ که آرزوی کشورهای 5+1 برای من است نزدیک و نزدیکتر نگردم.

من حداقل را از یو. ان. ایچ. سی. آر خواسته ام. یعنی چیزی که معمولا به هر پناهنده ای داده می شد (یک جواب قبولی و یا ردی). پس یو. ان. ایچ. سی. آر توان رفع این اخلال عجیب در کار مرا دارد و هیچ حسود و بدخواهی نمی تواند در اینمورد به یو. ان. ایچ. سی. آر خرده بگیرد. حتی اگر آن بدخواه و حسود، گروه 5+1 و یا هر یک از اجزای _نسبتا به اکبر دورتر و یا نسبتا به اکبر نزدیکتر_ آن باشد.

سازمان ملل، حقیقت نازل شده بر عصر ماست و البته که از 5+1 نیز برتر است و ما با سازمان ملل و ورژنهای ارتقا یافته و به روز شده سازمان ملل، بندگی خدا (هماهنگی و نظم و تعقل) و معرفت خدا (معنی و عشق و حال) را بطور نسبی تجربه و تمرین می کنیم.

و خدا، ورژن جامع، کامل، نهایی و مطلق سازمان ملل و محافظ ما و خارج از حد و حدود قابل تصور برای ذهنهای کوته بین حکام و مقامهای مسوول کشورهای 5+1 است و پشتوانه اصلی من و سازمان ملل، فقط خداست و

عشق اکبر فقط خداست.

سفرهای خارجی من که تلاشی بودند به امید دریافت کمک و حمایت سازمان ملل برای برخوردار شدنم از امکان مهاجرت به یکی از کشورهای توسعه یافته غربی از طریق سازمان ملل، همگی ناموفق بوده اند. و هر یک از آن شکستها، باعث تضعیف من و تحلیل رفتن شدید توان و نیروهایم در ایران می شده است.

عالیجناب،

شاید من برای گرفتن نتیجه مورد اشاره در این نامه (جواب قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام از یو. ان. ایچ. سی. آر) فرصت فرار مجدد از ایران و مراجعه مجدد به یو. ان. ایچ. سی. آر را بیابم. اما شاید حتی چنین فرصت، توان و نایی را نیز نیابم. من امروز در همین ایران انتظار دستیابی به نتیجه مورد اشاره در این نامه را دارم.

هر بلا و آسیب و خسارتی که بر سر من می آید، سازمان ملل تقصیری ندارد و هیچ مسوولیتی از نظر من متوجه سازمان ملل نیست. بلکه کشورهای 5+1 مسوول به سخره گرفتن اکبر و جهان اکبر بوده اند و باید پاسخگو باشند.

می دانم که تو (سازمان ملل) هیچگاه از دلت نمی آمد و راضی نمی شدی که اکبر بین زمین و هوا معلق و بلاتکلیف باشد و مدتها در همان حالت بماند. آری، کار، کار کشورهای 5+1 بوده است. آنها بودند که شیره اکبر و جهان اکبر را کشیدند تا از اکبر و جهان اکبر فقط تفاله باقی بماند.

ای سازمان ملل، ای جنبش سبز ملت ایران،

من هیچ کم و کسری و مشکل و گرفتا ری یی ندارم و تو را به جان خودم و به مرگ خودم قسمت می دهم که به هیچ وجه نگران من نباش و باور کن که برای من همه چیز در حالت مطلوب است.

همانطور که من در اثر بزرگی تو باورم شده بود که همه کم و کاستی ها و درد و غم ها و مرض و بیماری و گرفتاری های مربوط به خودم و جهانم و نا مربوط به تو را باید به تو ارایه کنم و با افتخار و بدون شرم از ضعفها و کاستی ها و فرا پکنی ها و بیچارگی ها و خود خواهی های خودم با تو درد دل کنم و بجای آن، غذا و حمایت مالی و معجزه نجات و پکیج مهاجرتی و چیزهایی از این دست دریافت کنم. و در جنگهای قدرت، در همه زمینه های جنگ قدرت از تو _که پدری سبز و مهربان و دلسوز برای همه فرزندان و طرفها و نه فقط برای من بودی_ انتظار داشته باشم که حمایتم کنی!

و تو به باور من توهین نکردی و توی ذوقم نزدی و دلت برایم سوخت و به من محبت کردی و محبت کردی و محبت کردی تا من با یقین ایمان آوردم که خدایی هست.

راستی، چطوری؟ خوبی؟ خوشی؟ نوکرتم.

با سپاس و با احترام،

علی اکبر ابراهیمی

جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳

۱۸ژوئیه ۲۰۱۴

ایران. تهران. مقابل دفتر سازمان ملل در بلوار شهرزاد

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعلامیه شماره 10 تحصن اکبر

(اتمام حجت با کشورهای 5+1 در مورد ایران)

برخورد در میان نیروهای سیاسی ایران و کاهش حاصلجمع توانایی های ایشان برای نوکری ایران و تمرکز و تاکید شدن بر نقاط  ضعف و معیوب هر یک از ایشان و دریده شدن پرده های آبرو و حیای هر یک از ایشان و از دست رفتن خیلی از ابتدائیاتی همچون مشروعیت و امنیت و غیره برای هر یک از ایشان از هر گروه و جناح و طرفی در فضای سیاسی داخلی ایران معاصر، در نظر من مطلوب نبود.

در سال 2009 من بطرزی جدی و نمادین و با نگاهی فرا جناحی که به منافع ملی ایران معطوف بود در مورد مسایل کلان ملی ایران ابراز نظر کردم و در اثر عدم ارتقای کافی استانداردها و عدم تطبیق یافتن واقعیات موجود با آنچه که در مورد جامعه ایران خواسته بودم، من خودم نیز بطور ناخواسته با امور و فضای سیاسی داخلی ایران درگیر و مشغول شدم.

دو قطب سبز و ضد سبز در این سالها بصورت واضحتری شکل گرفت که سبزها به آموزه های من نزدیکتر و در نظر من نسبتا شایسته تقدیر و تشویق و حمایت بودند و ضد سبزها از آموزه های من دورتر و به یک نوع “خودکامگی فاقد مجوز از اکبر” نزدیک بودند و در نظر من سزاوار ملامت و متوقف و متنبه و سربراه شدن و متحمل مجازاتهای متناسب و تطبیقی شدن بودند.

من در طی سالهای اخیر، خیلی (بارها) از کشورهای 5+1 خواستم که خط مشی خودشان در قبال ایران را بر مبنای تلاش برای گام برداشتن در جهت اعمال اراده سیاسی اکبر در ایران تنظیم کنند.

چونکه هیچ مرجع مسوول پاسخگوی قدرتمند اراده کننده ای که تا سطح کافی پیروز و موثر نیز باشد در میانه میدان نمی یافتم و خودم مجبور شده بودم از ظرفیتهایی که در سطوح ملی و بین المللی داشتم و می خواستم که صرف رفاه زندگی و پیشرفت و توسعه علمی و پژوهشی خودم شود برای اعمال شدن اراده سیاسی ام در مورد امور داخلی ایران استفاده کنم.

اما کشورهای 5+1 در اینمورد خیلی ضعیف عمل کردند و همچون بیچاره ها و گدا گشنه ها عمل کردند و تمرکز و تاکید اصلی شان، برنامه اتمی ایران و ترس یا بهانه گیری از آن و مذاکره در مورد آن با رژیم ایران بود.

من کشورهای 5+1 را مسوول پندارها، گفتارها و کردارهای ضد سبزهای برجسته و صاحب اختیار جمهوری اسلامی ایران می دانم.

من و منافعی که در ایران و از ایران دارم نباید از طرف رژیم جمهوری اسلامی ایران و ایادی اش مورد حمله قرار بگیریم. و من نمی خواهم که برای تند روی آن رژیم بر علیه خودم و منافعم، بهانه و انگیزه برای آن رژیم درست کنم.

اراده ناخودآگاهانه ایران و ملت ایران طی سالهای اخیر بر آن بود که اکبر بطور مطلق، قدرت متمرکز ایران را تحت اختیار خودش بگیرد و دولت موقت اکبر در ایران را تشکیل دهد و به امور ایران سر و سامانی بدهد و بعد هم اگر خواست، از قدرت کناره گیری کند و بودجه تاسیس دفتر مرکزی سازمان اکبر در ایران و شعباتش در همه دیگر کشورهای جهان را بعنوان دستمزد از ایران بگیرد و برود پی توسعه علمی، فرهنگی و صنعتی خودش و جهانش.

اما کشورهای 5+1 با عدم انجام وظایفشان در قبال اکبر، مانع تحقق این امر شدند.

چنانچه این امر تا 20 aug 2014 میلادی نیز محقق نشود و یا بطور جامع و کامل محقق نشود ، من بطور اتوماتیک و بدون آنکه نیازی به هرگونه اظهار نظر و یا اقدامی داشته باشم، می توانم نیت کنم که با رژیم ایران دیگر کاری نداشته باشم و گریبان رژیم ایران را کمی رها کنم و بخش عمده آن قسمت از نیروها و ظرفیتهایم را که به نیروهایی خصمانه و کور و کر تبدیل شده، بر دشمنی و جنگ با کشورهای 5+1

_بمنظور نجات جهان از شر کشورهای 5+1 و نجات خود کشورهای 5+1 و گوسفندانی که اکبر در آنجاها دارد (اتباع کشورهای 5+1) از شر دولتمردانی که مسوول بی مسوولیتی و عدم پاسخگویی کشورهای 5+1 در مقابل اکبر هستند_

متمرکز کنم.

حتی اگر از امور سیاسی در سطوح ایرانی و بین المللی دوری کنم و بدلیل عدم برخورداری از تسلیحات و نیروهای نظامی و امنیتی کافی و برتر، فقط بر تامین نیازهای ابتدایی و رفاهی زندگی شخصی خودم متمرکز شوم تا دولتمردان مسخره حاکم بر کشورهای 5+1 و ایران بهانه ای برای حمله به اکبر و به چالش کشیدن منافع و ثبات وی بدست نیاورند.

کشورهای 5+1 مسوول هر گونه خسارات و آسیبهای ایران و گوسفندان ایرانی اکبر (ملت ایران) خواهند بود.

مثلا: یک انتخابات مجلس قرار است حدود یک سال دیگر در ایران برگزار شود. برخوردهای حذفی و امنیتی از سال 2009 به بعد با سبزها و اصلاح طلبان ایران

(که اپوزیسیون غیر معتقد به جمهوری اسلامی طی دهه های اخیر نیز از بخشهای اصلی و پایه ای هویت سبز ایران هستند)

و مصونیت و میدان داری مفسدان اقتصادی و ایدئولوژیک ضد سبز در همان دوران

( از سال 2009 به بعد و همچنین طی دهه های قبل)،

یک تخلف انتخاباتی غیر قابل جبران و غیر قابل بخشش در مورد آن انتخابات پیش روست.

در مورد آن تخلف کثیف و منحوس، کشورهای 5+1 مسوول هستند و باید پاسخگو باشند تا بلکه شاید بتوانند از عواقب عدم پاسخگویی در قبال اکبر در امان و مصون بمانند.

اکبر امروز توپ و تفنگ و سلاح برتر ندارد. اما اراده اش مبنی بر به خطر انداختن امنیت کشورهای 5+1 را در تاریخ ثبت کرده است. و دست خدا بالاترین دستهاست. پس یادشان باشد که من گفته ام:

“کشورهای 5+1 باید بابت هر یک روزی که از عدم تعقیب، بازداشت و مجازات سران و عوامل سرکوبهای سال 2009 ایران می گذرد و همچنین بابت آسیب پذیری و خسارات ایران، ملت ایران و سبزهای ایشان در عصر پس از سال 2009، پاسخگو و پذیرای مجازاتهای تطبیقی و متناسب برای خویش شوند تا در دیدگاه اکبر در جهت خنثی و منتفی شدن تئوری های خصمانه و ضد امنیتی اکبر بر علیه کشورهای 5+1 گام برداشته باشند.”

با سپاس،

علی اکبر ابراهیمی

سه شنبه

۱۷ تیر ۱۳۹۳

۸ ژوئیه ۲۰۱۴

 تهران

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعلامیه شماره 9 تحصن اکبر

از دست رفتن فرصتهای مطالعاتی و پژوهشی اکبر طی سالهای اخیر، یکی دیگر از آسیب پذیری ها و خسارات اکبر بوده است.

و در حالی که نمایندگان رسمی ایرانیان معاصر در پارلمان ایران موسوم به مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران، “آدم حسابی” شده اند و حتی چیزی تحت عنوان روشهای آینده پژوهی نیز منتشر کرده اند، من خودم فعالیت علمی قابل ذکری در این سالها نداشته ام بجز تلاش برای نگارش کتیبه 2010 که آن هم در شرایطی بس دشوار و نا مناسب انجام شد.

در مورد از دست رفتن فرصتهای مطالعاتی و پژوهشی اکبر طی سالهای اخیر چه کسی و یا چه مرجعی مسوول است؟ ایران مسوول است اما اکبر انتظار پاسخگویی از ایران ندارد. اکبر از کشورهای 5+1 در مورد عقب ماندگی های خودش انتظار پاسخگویی دارد.

اکبر اگر حمله ای می کند حمله اش از روی دلسوزی و خیر خواهی است و حمله اش باید برای سازندگی و آبادانی و زندگی باشد. اکبر تمایلی ندارد که به اهداف ضعیف و ذلیل و حقیر و مصرف شده و کوچک و لاغر مردنی حمله کند. اکبر به اهداف درست حسابی و چاق و چله ای همچون کشورهای 5+1 حمله می کند.

کشورهای 5+1 بوده اند که بطور نامحسوس و بطور خودآگاه و یا ناخودآگاه مانع حمایت سازمان ملل از اکبر شده اند تا اکبر نتواند قبل از سال 2009 به سطح پیشرفت، توسعه و موفقیتهای نهایی برسد و با دست پر و با سوغاتی و با سربلندی و سرافرازی به ایران بازگردد.

کشورهای 5+1 بوده اند که دیدار، مصاحبه و آشنایی اکبر با ایران را در سال 2009 نسبتا به ابتذال کشیده اند.

و بدین ترتیب، کشورهای 5+1 بوده اند که با دخالت آشکار فوق الذکر در امور داخلی ایران، استقلال ایران را مخدوش کرده و خطوط قرمز ایران به مثابه یک کشور مستقل را زیر پا نهاده اند

تا ایران موفق به استقبال و میزبانی شایسته از اکبر نشود و به اکبر آسیب و صدمه و خسارت هم بزند.

و من امروز در همینجا و بر مبنای همین سند (اعلامیه شماره 9 تحصن اکبر) یکبار دیگر بطور صریح تاکید می کنم که کشورهای موسوم به 5+1 را با تهدید و تحدید در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تحت فشار گذاشته و به چالش کشیده ام.

پاسخ کشورهای 5+1 به اکبر چه خواهد بود؟

اگر به هر دلیلی از خط مشی خویش مبنی بر مچاله و له کردن اکبر خسته و منصرف شده باشند و دیگر هیچگونه اراده ای بر ضد اکبر از سوی آنها فعال نبوده و تداوم نداشته باشد و

اگر آنها بخواهند در جهت پرداخت غرامتهایی جامع به اکبر به منظور جبران خسارات و یا دست کم پایان یافتن خسارات و آسیبهای جدید اکبر و کاهش خسارات و آسیبهای موجود اکبر گام بردارند چه کارهایی باید انجام بدهند و چه جوابی دارند که به اکبر بدهند؟

آیا مشاهده یک جنگ و شکست نظامی برای ایران می تواند اکبر را قانع و خوشحال کند؟ این کشور یک جورهایی از خود من است (مثل تف سر بالا می مونه). تنها مشکلم با آن عدم اطاعت و عدم فرمانبرداری اش از اکبر بوده است. گمان نمی کنم که بتوانم بواسطه دیدن بدبختی کامل و ذلت و بردگی روتین شده اش به احساس پیروزی و شادکامی بیش از پیش دست پیدا کنم و گمان نمی کنم که چنان مصیبتی یک وسیله مناسب، خوب و لازم برای تثبیت من در حس و حال شادی پایدار باشد.

من نمی توانم بگویم که با حمله نظامی از سوی کشورهای 5+1 به ایران مخالفم.

بدلیل آنکه من آنها را در مورد برخی مشکلات و مصایب داخلی ایران مسوول و مجرم شناخته ام و بدلیل آنکه معتقدم کشورهای 5+1 باید بابت هر یک روزی که از عدم تعقیب، بازداشت و مجازات سران و عوامل سرکوبهای سال 2009 ایران می گذرد و همچنین بابت آسیب پذیری و خسارات ایران، ملت ایران و سبزهای ایشان در عصر پس از سال 2009، پاسخگو و پذیرای مجازاتهای تطبیقی و متناسب برای خویش شوند تا در دیدگاه اکبر در جهت خنثی و منتفی شدن تئوری های خصمانه و ضد امنیتی اکبر بر علیه کشورهای 5+1 گام برداشته باشند.

و بدلیل آنکه …. .

پس من نمی توانم بگویم که با حمله نظامی از سوی کشورهای 5+1 به ایران مخالفم.

همچنین من نیازی ندارم و دلیلی نمی بینم که بگویم با چنان حمله ای موافقم.

من فقط صورت مسئله را روشن کردم تا مشخص شود که اگر کشورهای 5+1 قصد پاسخگویی به اکبر را دارند، حمله نظامی به ایران یکی از ساده ترین، کم فایده ترین، غیر مسوولانه ترین و فراپکنانه ترین راهها و گزینه های آنهاست که احتمالا حجم خسارات اکبر و حجم بدهی های کشورهای 5+1 به اکبر در مورد “پاسخگویی” را نیز افزایش خواهد داد و همچنین میزان توان کشورهای 5+1 برای پاسخگویی به اکبر را نیز به شدت کاهش خواهد داد.

علی اکبر ابراهیمی

جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳

۱۳ ژوئن ۲۰۱۴

تهران

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعلامیه شماره 8 تحصن اکبر

از ایران و عموم انواع و اقسام هویتهای ایرانی می خواهم در صورتی که برای ایشان امکان دارد،

برای رسیدن اکبر به یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی اش از سازمان ملل دعا کنند.

شاید اگر ایران و هیچ هویت ایرانی موثری در این مسیر گامهایی لازم و کافی بر نداشته اند بدلیل آن باشد که آنها عارشان می آید از طرد اکبر و دوست دارند که کلوپ مرکزی اکبر در ایران شکل بگیرد و خلاء کلوپ انبیاء و سازمان اکبر و همه و همه ایده های سبز اکبر را پر کند. اما کو؟! کجا بود استقبال ایران از اکبر؟! کجا بود استقبالهای ایرانی از اکبر؟! کجا بود زمینه و فرصت فعالیت پژوهشی و مطالعاتی برای اکبر طی سالهای اخیر، بجز آنکه بتواند برخی از اخبار مربوط به سرکوب آدمهای سبز خویش را بخواند؟! کدام عشق و حال، تفریح و خوشگذرانی و عیش و نوشهایی را من باید به یاد بیاورم در میان این منابع انتحاری و خطرناک تنفر و ناشکری که در مجموع ایران معاصر نام دارند؟

اما اصلا هر چه هم که بود، چه خوب و چه بد، گذشت. امروز پتانسیل بضاعت اکبر در همین برنامه نهفته است و از همین برنامه قابلیت باالفعل شدن دارد. من همینک و همینجا با شعار “سبز سبزم، ریشه دارم” خواستار آنم که یک کمپین ایرانی برای موضوع مطرح شده در این اعلامیه (حصول یک پاسخ قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی اکبر از سازمان ملل) شکل بگیرد و در سطوح ایرانی و بین المللی گسترش یابد و من همین امروز و نه دیرتر، با همین نکته (یعنی با همین مطالبه ام مبنی بر حصول یک پاسخ قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام از سازمان ملل) در همه کشورهای جهان شناخته و مشهور شوم.

و باالطبع اگر بضاعت دیگری نیز در من بوده باشد، شهرتم بجز آنکه برایم پول و قدرت و منزلت به بار بیاورد، به دیگر قابلیتها و ظرفیتهایم نیز تعمیم و گسترش خواهد یافت. و اگر هم نبوده و یا باقی نمانده باشد، همین موضوع این اطلاعیه خود بطور مستقل از لزوم و ضرورت و قابلیتهای لازم و کافی برای مورد توجه قرار گرفتن در سطوح و فضاهایی موثر برخوردار است.

من ارزشها را در همانجاهایی که گم شده بودند جستجو کردم و در همه آنجاهایی که پولهای ارزشمند و ارزشهای مادی و معنوی ام را پیدا کردم و از سوی آنجاها نه خودم و نه جهان حامی ام مورد حملات محسوس و یا نامحسوس واقع نشدیم، بطور آزمایش شده ای دریافتم که اهالی آنجاها در سرمستی سبزکشان سیر نکرده، همدست و شریک جرم سران فاسد جمهوری اسلامی ایران نبوده و یک مشت دروغگو و دزد و حرام خور و بدجنس و ضد سبز نیستند.

پاسخهایی مناسب از سوی ایران و هویتهایی ایرانی به فراخوانی که موضوع این اطلاعیه است، می تواند یک بازی برد برد در میان اکبر و ایران باشد. من بخشی از ظرفیتهایم در عرصه های ملی و بین المللی غنی سازی و باالفعل می شود و ایران و مسایل آن نیز می توانند در این فرآیند از حالت قفل شدگی خلاص شوند و تکالیف در جامعه ایرانی مشخص و یکسره شود و مردم نیز در خیمه شب بازی های انتخاباتی جمهوری اسلامی در ایران راهنمایی به نام علی اکبر ابراهیمی داشته باشند و یا آن رژیم را با شعار تشکیل دولت موقت اکبر سرنگون کنند و …. . در مورد معامله احتمالی من با رژیم جمهوری اسلامی هم نباید نگران باشند. چرا که من فقط در صورتی که ولایت مطلق اکبر از سوی آن رژیم جایگزین ولایت خامنه ای و وارثان حکومتی اش بشود به آنها اندکی در دیدگاهم امان می دهم و این رویکرد نیز از جانب ایشان بعید به نظر می رسد.

با سپاس،

علی اکبر ابراهیمی

یکشنبه 4 خرداد 1393 مصادف با 25 می 2014

تهران

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعلامیه شماره 7 تحصن اکبر

دولتهای کشورهای 5+1، با سلام.

تا قبل از سال 2009 من بضاعت معنوی و نبوغ فوق العاده ای داشتم. با نیرویی فوق العاده در جستجوی حقیقت و در پی ساختن جهان آرمانی بودم و “هدف مشترک بشریت” را نیز نوشته بودم و در آنجا برای اقدام جمعی به منظور شناخت حقیقت با پاسخ دادن به سوال “تو کی هستی” فراخوان داده بودم تا هویت مرکز و مرجع جهان آرمانی مورد نظرم، بغیر از آثار خودم، در آثار دیگر نیروها و نخبگان فعال جامعه نیز تعریف و تبیین شود. من در سال 2009 با همین سوال علمی و با امید و خوشباوری و انتظارات خوب و خوش به ایران آمدم.

ایران و انواع هویتهای ایرانی از قبیل فرهنگ ایرانی، حکومت ایرانی، اپوزیسیون ایرانی، اقتصاد ایرانی، پول ایرانی، نیروهای نظامی ایرانی، اقشار مختلف ایرانی، هنر و ادبیات ایرانی، طرفهای سیاسی ایرانی و غیره و غیره ایرانی اما سوال علمی و خیر خواهانه اکبر را به “منافع من کو” تعبیر کردند و هر یک همچون شغال، تکه ای از سوغاتی اکبر را به دندان گرفتند و از میدان پاسخگویی در مقابل سوال اکبر گریختند.

با وجود ظرفیتها و توانایی های مختلفی که هر یک از آن هویتهای ایرانی در زمینه های مختلف از آن برخوردار بودند، اما نه تنها نتوانستند و یا نخواستند در مقابل سوال علمی من پاسخگو شوند، بلکه حتی به من کمک نکردند تا بتوانم یک پاسخ قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام از سازمان ملل بگیرم تا بتوانم برای امور زندگی خودم برنامه ریزی کنم.

با عباراتی همچون “حقوق به شما تعلق نمی گیره”، “توالتا رو وقتی تو دیگه نمی شوری که رفته باشی”، “آدمهای سبز اکبر که در دیدگاه خود اکبر همسویان فکری وی در مقطع زمانی سال 2009 تعریف شده اند، دشمن و بدخواه ایران هستند” و …. از من استقبال شد و من هر روز در ایران ضعیف و ضعیف تر و آسیب دیده و آسیب دیده تر و زوار در رفته و قراضه تر شدم.

و در نهایت وضعیت من در ایران به حدی رسید که وقتی به کشورهای خارجی می روم، به تاسی از نوع استقبال کشور خودم (ایران) از من، آنها نیز با فحاشی، عربده کشی و ضرب و شتم مرا به ایران دیپورت می کنند و در برخی موارد حتی اجازه نمی دهند که من ساکم را بردارم و یا کرایه صاحب خانه را بپردازم و با چنین رفتارهای مضحکی بطور ضمنی به من می گویند که هم پولهای ایران را تاراج می کنیم و هم توی دهان خودت می زنیم.

من امروز یکشنبه 4 خرداد 1393 مصادف با 25 می 2014 در پنجمین سالگرد به ایران آمدنم در سال 2009، یکبار دیگر اعلام و تاکید می کنم که خواهان یک پاسخ شفاف، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام به سازمان ملل هستم. اسناد و پرونده و کیس پناهندگی ام نیز همین اعلامیه های تحصن اکبر در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران است.

با توجه به ترس و جو خوف و وحشتی که در نتیجه سروری کشورهای 5+1 بر جهان معاصر در جان کشورهای جهان معاصر افتاده و با توجه به تقابل ناخواسته و ناخودآگاهی که در میان من با کشورهای 5+1 شکل گرفته است، وضعیت و شرایط من در عرصه بین الملل بسیار بی ثبات و شکننده گشته و من در عرصه بین الملل حتی نمی توانم به راحتی بر درخواست پناهندگی ام از سازمان ملل نیز تمرکز و تاکید کنم. ادعایم در مورد وجود چنین مشکل عجیب غریبی اغراق آمیز نیست و با استناد به سوابق حرکتم به سمت دفاتر یو. ان. ایچ. سی. آر در چندین کشور جهان بیان می شود.

با توجه به شرایطی که بطور نامحسوس از سوی کشورهای 5+1 در عرصه های بین المللی بر من تحمیل شده است، من امروز قبل از فرار مجددم از ایران و در همین ایران از کشورهای 5+1 می خواهم که یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی از سازمان ملل به درخواست پناهندگی من از سازمان ملل بگیرند و به من ارایه دهند تا من مجبور نباشم برای گرفتن چنین جوابی باز هم خطر کنم و ایران را ترک کنم و خودم را در معرض بی ثباتی، بی اختیاری و انواع آسیبهای تحمیلی 5+1 قرار دهم.

چنانچه کشورهای 5+1 به این درخواست من توجه نکنند، ممکن است که من طی ماههای پیش رو بمنظور برخوردار شدن از یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام از سازمان ملل، دست به اقداماتی در همین ایران بزنم که برای امنیت و ثباتم گران تمام شود و کشورهای 5+1 در اینمورد مسوول هستند و یک روزی در مقابل یک نیروی برتر مجبور به پاسخگویی خواهند شد. حتی اگر که امروز در به بازی گرفتن حرمت و کرامت خدادادی و ذاتی من اشتهایی ویژه داشته باشند و در تفریح تماشای نمایشهایی که می خواستند توسط اکبر در ایران اجرا شود، به مرگ اکبر نیز بی میل نبوده باشند.

علی اکبر ابراهیمی

یکشنبه 4 خرداد 1393 مصادف با 25 می 2014

تهران

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعلامیه شماره 6 تحصن اکبر

هر چند که رژیم مستبد حاکم بر ایران، ماموریت مانع شدن در مقابل سیل پر زوری از فشارهای بین المللی و منحرف و هدایت کردن فشارهای مالی باقیمانده از تحریمها و سوء مدیریت ها  از مزدوران حکومت به سمت مردم را برای آقای روحانی (رییس جمهور ایران) در نظر گرفته بود و در اینمورد نسبتا موفق هم شد، اما کاهش آسیب پذیری ایران برای خود مردم ایران و بخصوص نخبگان سبز ایشان نیز مهم است.

ما در این روزها به پایان فرصت شش ماهه توافق موقت ژنو که میان ایران و گروه 5+1 منعقد شده است نزدیک می شویم.

البته که من از حل و فصل دیپلماتیک و صلح آمیز مناقشات اتمی میان ایران و گروه 5+1 خوشحال می شوم و از آن حمایت می کنم. البته که من از توسعه اقتصادی و صنعتی ایران خوشحال می شوم و از آن حمایت می کنم. آیا شادی کاملی برای اکبر بدون امنیت، توسعه، رفاه، آسایش و شادی مردم (اعم از مردم ایران و یا مردم دیگر کشورهای جهان) قابل تصور است!؟ معلوم است که نه.

در راستای همین اطلاعیه، طی روزهای قبل من باز هم خواستار سلامتی، جوانی و زمان، پول و ثروت معنوی، پول و ثروت مادی و توسعه و پیشرفت برای سبزهای ملت ایران شده ام. چرا که معتقدم آدمهای سبز اکبر نباید تفاله تر از دیگر بخشهای ایرانی ملت اکبر باشند.

من امروز یکبار دیگر نیز اعلام و تاکید می کنم که کشورهای روسیه، چین و دیگر کشورهای گروه 5+1 مسوول اعمال فشار (اعم از تحریم و یا جنگ) بر ضد ایران هستند. و من هرگز مسوولیت آن را نمی پذیرم و فقط دستور آن را صادر می کنم. همان کشورهای 5+1 خودشان مسوول هستند که در مذاکرات، معاملات و توافقات اتمی شان با جمهوری اسلامی ایران هرگز نگفتند که اگر جنبش سبز در ایران پیروز و حاکم شود، ایران حق ساختن بمبهای اتمی را خواهد داشت. و حتی هرگز نگفتند که چنانچه فضا برای جنبش سبز در ایران اندکی بازتر شده و فشارها بر هویت سبز ایران اندکی کاهش یابد، گروه 5+1 نیز اندکی به ایران حقوق و امتیازات اتمی بیشتر و بهتری را واگذار می کند. آری خود آنها در مورد اعمال فشار (اعم از تحریم و یا جنگ) بر ضد ایران مسوول هستند و من در اینمورد هیچگونه مسوولیتی را نمی پذیرم. من فقط خواهان اعمال فشار (اعم از تحریم و یا جنگ) بر ضد ایران شده ام و کشورهای 5+1 را در اینمورد ملزم کرده ام و این موضوع به آن معنی نیست که مسوولیت آن را نیز بر عهده گرفته باشم. موضوع خیلی ساده است. من فقط دیده ام که ریفرنس مطلق و مقدس در دیدگاه اکبر که عبارت است از “نیروهای همسو با اکبر در سال 2009″ برای کشورهای 5+1 از اهمیت لازم و کافی برخوردار نیست و در محاسبات ایشان آنگونه که باید و شاید در نظر گرفته نمی شود و با مشاهده این اوضاع به این نتیجه رسیده ام که بجز اعمال فشار (اعم از تحریم و یا جنگ) بر ضد ایران، راه دیگری برای مجازات دشمن (یا همان ضد سبزهای افراطی صاحب اختیار و برجسته جمهوری اسلامی ایران) در کوتاه مدت باقی نمانده است. و به همین دلیل نیز فشارهای قطعی، ملموس، شفاف و محاسبه شده ای از تهدیدها و تحدیدها را بر علیه کشورهای 5+1 به کار بسته ام تا رویکرد ایشان به سمت اعمال فشار (اعم ار تحریم و یا جنگ) بر ضد ایران سوق یابد.

در راستای همین اعلامیه، طی روزهای قبل من باز هم خواستار سلامتی، جوانی و زمان، پول و ثروت معنوی، پول و ثروت مادی و توسعه و پیشرفت برای سبزهای ملت ایران شده ام. چرا که معتقدم آدمهای سبز اکبر نباید تفاله تر از دیگر بخشهای ایرانی ملت اکبر باشند.

موسوی بطور نسبی به قتل رسیده. تاجزاده و نوری زاد و دیگر آدمهای سبز اکبر استعدادهایشان فقط محدود شده به درخواست غیر مسلحانه برای کتک نخوردن و بیش از پیش سرکوب نشدن. عیار و ارزش سبزهای ایران را در سیاهچالهای بازجویانشان دوشیده اند تا از سبزهای ملت ایران تفاله هایی کم ارزش و کم بها باقی گذاشته باشند که مفت هم گران باشد.

اما با همه این اوصاف و در این زمانه ضد سبز سبز کشان، اکبر باز هم منتقم مصمم و اتوماتیک آن تفاله ها و یا به قول آن زندانی سیاسی اوین، “گوشت چرخ کرده” هاست. چرا که بخشهای عمده ای از ارزشها و پولهای باالقوه و بالفعل اکبر با آنها رفته به اعماق سرکوب شدن و مورد حمله قرار گرفتن. و امروز اکبر در ایران جانش را کف دستش گرفته تا بگوید:

رهنورد، میر حسین، مصطفی، محمد (نوری زاد و خاتمی)، عماد، مرتضی، طاها، محتشمی پور، رجایی، معصوم، رمضان زاده، ابوالفضل و همسرش، میردامادی، قاسم شعله سعدی، محمد سیف زاده، ابوالفضل عابدینی، حسین رونقی ملکی، عرب سرخی و همسر و فرزندانش، برادر زاده موسوی، عبد الله مومنی، حسن اسدی زید آبادی، هدی صابر، سحابی ها، کشته شدگان جنبش سبز و دیگر آدمهای سبز اکبر

نباید تفاله تر از دیگر بخشهای ایرانی ملت اکبر باشند.

من هنوز هم خواستار سلامتی، جوانی و زمان، پول و ثروت معنوی، پول و ثروت مادی و توسعه و پیشرفت برای سبزهای ملت ایران هستم. چونکه این موضوع علی رغم اصرار و تاکید من ، باز هم ممکن نشد، من بر مجازات ضد سبزهای مسوول و مربوطه اصرار و تاکید دارم. و چونکه این موضوع نیز ممکن نشده است، من رفع فشارهای بین المللی بر ایران را نه در کوتاه مدت، نه در میان مدت و نه در بلند مدت به نفع ملت ایران نمی بینم. و اعلام می دارم که آدمهای سبز اکبر نباید تفاله تر از دیگر بخشهای ایرانی ملت اکبر باشند.

من ملت ایران را دوست دارم و ایشان را فرا می خوانم که مرا کمک کنند تا بتوانم بیش از پیش نیز دوستشان بدارم. چنانچه شاهد اقدامات گسترده، موثر و منجر به پیروزی از سوی ملت ایران برای حمایت از آدمهای سبز اکبر باشیم قطعا این موضوع ممکن خواهد شد و سبزهای ایران آنقدر تفاله و بی ارزش و مشمئز کننده نخواهند بود که لازم باشد ملت ایران نیز بطریق اولی، پست تر و تهوع آورتر از سبزهای خودشان و خطرناک برای جامعه بین الملل و جهان اکبر شناخته شوند.

با سپاس.

علی اکبر ابراهیمی

تهران

چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳

۷ مه ۲۰۱۴

ضمنا من به پسر بچه های ضد سبزهای افراطی صاحب اختیار و برجسته جمهوری اسلامی در ایران و به نوامیس آن ضد سبزها پیشنهاد می کنم که در راستای اقدام برای نجات اطرافیان ضد سبز خودشان، بیایند از من بخواهند که من ایشان را بکنم. تا شاید من ایشان را بکنم. و حتی با کیر و خایه هایم نیز بکنم و نه لزوما و فقط با چوبی، بطری یی، چیزی. تا شاید در صورتی که من ایشان را بکنم، گناهان و جرایم ضد سبزهای افراطی صاحب اختیار و برجسته جمهوری اسلامی در ایران اندکی شسته شده و کاهش یابد و نفرت و کینه و دیگر موانع آشتی و اتحاد ملی در ایران و در دلهای عموم ایرانیان معاصر تا حدودی از بین برود و خیمه شب بازی های انتخاباتی در ایران اندکی به سمت انتخاباتهایی آزاد و با استانداردهایی معقول ارتقاء یابد.

تا شاید بتوان شیطنت های ضد سبزهای افراطی صاحب اختیار و برجسته جمهوری اسلامی در ایران را یک خواستگار زنون لوث و ناشیانه و قابل توجیه و تبرئه نامید. باشد که دیگر نیازی به گاییده شدنهای بیشتر و بدتر آنها و کس و کارشان در آینده نباشد. و چه توسل دیگری بهتر و صحیحتر و مفید تر از “این” باقی مانده است برای احتمال نجات ضد سبزهای افراطی صاحب اختیار و برجسته جمهوری اسلامی ایران؟ هیچ.

/////////////////////////////////////////////////////////////////////

اعلامیه شماره 5 تحصن اکبر من کوست و کون نوامیس “ایرانیان دور از اکبر” را به سربازان و نظامیان کشورهای 5+1 پیشکش می کنم. ضد سبزهای افراطی یی که کاندیدا های انتخاباتها در ایران را مجبور به موضع گیری بر علیه جنبش سبز و سبزهای ملت ایران و اعلام برائت از ایشان نموده و با انتخابات آزاد در ایران امروز مخالفت می کنند و مهاجمان ضد سبزی که در حمله های پنجشنبه 28 فروردین 1393 مصادف با 17 آوریل 2014 بر علیه زندانیان در بند 350 زندان اوین به هر نحوی اعم از مستقیم و یا غیر مستقیم دست داشته اند, قطعا از اطرافیان و ایرانیان نزدیک به اکبر محسوب نمی شوند

بیت رهبری، ستاد برگزاری انتخابات وزارت کشور، سپاه و دیگر مراجع اصلی و مهم برگزاری انتخاباتها در ایران باید در مورد حمله ها و سرکوبهای روز پنجشنبه 28 فروردین 1393 مصادف با 17 آوریل 2014 بر علیه زندانیان سیاسی در بند 350 زندان اوین تهران پاسخگو شوند. و چونکه آن مراجع مسوول، پاسخگو نیستند، کشورهای 5+1 باید در اینمورد به من پاسخگو شوند.

در این روزها به من زیاد خوش نمی گذرد و من زیاد خوشحال نیستم. کشورهای 5+1 چرا خوش و خرم باشند؟ به کشورهای 5+1 چرا زیادی خوش بگذرد؟ خیر. دلیلی نمی بینم. من همینک و همینجا ادعا می کنم که اگر کشورهای 5+1 پیش از سال 2009 مرا از رسیدن به چشم انداز مطلوب اکبر در آن مقطع باز نداشته بودند و از سال 2009 به بعد نیز پنج سال از وقت مرا از من سلب و دریغ نکرده بودند، من امروز نه فقط در امور رفاهی زندگی شخصی خودم و خانواده و اطرافیانم، بلکه حتی در زمینه های علمی، فرهنگی، هنری، صنعتی، اقتصادی، سیاسی و غیره و غیره نیز به پیشرفت و توسعه رسیده بودم. تا حدی که دستاوردهای مادی و معنوی ام خیلی بیشتر و بهتر از کل ثروتهای مادی و معنوی کشورهای 5+1 می شد. بر همین مبنا من خودم را مالک و صاحب اصلی کشورهای 5+1 می شناسم و از آن کشورها انتظار دارم که تحت اختیار و کنترل من باشند و قدرتهای مرکزی شان را به من واگذارند تا من برای چپاول و نقش آفرینی های خودکامانه در آن کشورها میدان داشته باشم و با عشق و حال، عیش و نوش و تفریح و خوشگذرانی های خودم (و از جمله لاس زدن با زن و بچه های دختر و پسر سران سیاسی دولتهای کشورهای 5+1) شانس آن کشورها برای نجات از شر نفرین اکبر را افزایش بخشم. بدیهی است که در اینصورت، فشار تهدیدها و تحدیدهای من بر علیه آن شش کشور ابرقدرت فوق الذکر نیز به تدریج و با دقت و محاسبه کاهش خواهد یافت. رویکرد من در مورد کشورهای 5+1 در سطور فوق کاملا مشخص است و هر آنچه که مغایر با آن در آینده بگویم و همچنین اکتفای احتمالی ام بر مطالباتی کمتر و حداقلی، از روی ترس و یا مصلحت و این قبیل چیزها خواهد بود و حتی نزد خود من نیز از اعتباری که مرا به وفاداری نسبت به آن اظهارات محافظه کارانه ملزم کند برخوردار نیست. .

علی اکبر ابراهیمی تهران_ مقابل دفتر سازمان ملل جمعه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ _ ۲۵ آوریل ۲۰۱۴

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s


%d bloggers like this: