سند ژانویه 2015 اکبر

فهرست:

یک پروژه مشترک برای 16 کشور جهان

بیانیه 31 آگوست اکبر

ورژن دوم پروپزال

گزیده ای از کتیبه 2010

اعلامیه شماره 11 تحصن اکبر

هدف مشترک بشریت

پویش سفیران

“””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””

یک پروژه مشترک برای 16 کشور جهان

اعلامیه شماره 15 تحصن اکبر

(درخواست کمک اکبر از 16 کشور جهان برای معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی)

نیاز دارم که در مورد “بیانیه 31 آگوست اکبر” از طرف وزارت علوم دولتهایی که در این سند نام برده می شوند اطلاع رسانی و فعالیتهای تبلیغاتی حمایتی شود.

امیدوارم دولتهای کشورهای

چین، روسیه، آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، ترکیه، آذربایجان، ارمنستان، امارات متحده عربی، گرجستان، مالزی، تایلند، اندونزی، کانادا و استرالیا

در اینمورد فعال شده و اقداماتی در این زمینه انجام دهند.

کشورهای گروه 5+1 نسبت به قدرتی که در اختیار داشته اند و جولاندهی ها و نقش آفرینی هایی که در عرصه های واقعیت انجام داده اند، بسیار بیش از من در مورد جهانمان مسوول بوده اند و باید پاسخگو می شده اند اما من نسبت به وسع و توان خودم، بسیار بیش از آن کشورها غصه جهانمان را خورده ام و برای پاسخگو شدن در مورد مسایل و مصایب جهان و جهانیان کوشیده و به خودم فشار آورده ام.

من کشورهای چین، روسیه، آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان (کشورهای گروه 5+1) را مطابق چنین نظریه هایی که در دیگر اسناد نیز به تفصیل مطرح کرده ام، نسبت به خودم بدهکار، مدیون، مسوول و متعهد می شناسم

و بر همین اساس از دولتهای آن کشورها انتظار دارم در این زمینه (در زمینه معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی) فعال شده و اقداماتی جامع را انجام دهند.

همچنین کشورهای ترکیه، آذربایجان و ارمنستان سه کشوری هستند که من در روزهای سخت مجبور شده ام به آنها مراجعه کرده و در زمینه اقامت بیش از مدت زمان ویزا بمنظور ممکن شدن فرصت تعامل با یو. ان. ایچ. سی. آر از آنها درخواست کمک کنم و هر یک از ایشان نیز به نسبت وسع و توان خویش برای میزبانی از تعامل اکبر با یو. ان. ایچ. سی. آر و آرشیو دیدگاههای علمی، فرهنگی، هنری و سیاسی اکبر برای ثبت در تاریخ کوشیده اند.

من امروز در اینجا نیز بر مبنای همان سنت قدیمی درخواست کمک از آن سه کشور، از آن سه کشور می خواهم در صورت امکان در اینمورد (در زمینه معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی) نیز فعال شده و قبل یا بعد از مرگم در حد و اندازه هایی که برای ایشان سهل و ممکن باشد اقداماتی را انجام دهند.

همچنین کشورهای مالزی، تایلند، اندونزی، امارات و گرجستان نیز کشورهایی هستند که در صورت عدم موفقیتم برای دستیابی به یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام از سازمان ملل، شاید مجبور شوم بمنظور تجدید و تکرار رجوع به یو. ان. ایچ. سی. آر به آن کشورها نیز سفر کنم.

بر همین مبنا کشورهای مالزی، تایلند، اندونزی، امارات و گرجستان نیز در این متن به انجام اقداماتی در این زمینه (در زمینه معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی) که برای ایشان سهل و ممکن باشد فراخوانده می شوند.

همچنین کشورهای کانادا و استرالیا که در کنار آمریکا و کشورهای اروپایی از جمله کشورهای مورد نظر و مورد علاقه من بعنوان مقصد نهایی مهاجرتم محسوب می شوند نیز از مخاطبان این متن محسوب شده و به انجام اقداماتی در این زمینه (معرفی بیانیه 31 آگوست اکبر به جامعه علمی) که برای ایشان سهل و ممکن باشد فراخوانده می شوند.

همچنین من امروز در همین متن از این فرصت استفاده می کنم و اعلام می دارم که به یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی از سوی سازمان ملل به درخواست پناهندگی ام نیاز دارم و در همین راستا اعلامیه شماره 11 تحصن اکبر را نیز نوشته ام و منتظر پاسخی به آن از سوی سازمان ملل هستم. و البته لابی احتمالی 16 کشور مورد خطاب در این سند نیز می تواند در آنمورد نیز یاری رسان اکبر باشد.

به امید روزی که مطالعاتم تداوم یافته و پژوهشهایم توسعه یافته باشند و من یکبار دیگر نیز

_و این بار به شکل سامان یافته تر، سازمان یافته تر و برنامه ریزی شده تری_

همه کشورهای جهان را به اتحاد و همکاری با هم در یک پروژه مشترک برای پاسخ به یادداشت هدف مشترک بشریت که در آنجا سوال “تو کی هستی” را مطرح کرده ام فرا بخوانم.

با احترام

علی اکبر ابراهیمی

نویسنده یادداشت پویش سفیران

جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳

۵سپتامبر ۲۰۱۴

ایران. تهران. مقابل دفتر سازمان ملل در بلوار شهرزاد

ضمیمه ها:

یک: بیانیه 31 آگوست اکبر

دو: ورژن دوم پروپزال

سه: گزیده ای از کتیبه 2010

چهار: اعلامیه شماره 11 تحصن اکبر

پنج: هدف مشترک بشریت

شش: پویش سفیران

“”””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””

بیانیه 31 آگوست اکبر

) اعلامیه شماره 14 تحصن اکبر(

من این حق را برای همه دانشگاهها، سازمانها و نهادهای علمی دولتی و غیر دولتی سراسر جهان قائلم و به رسمیت می شناسم که ضمن تعهدی نانوشته به اصول اخلاقی در مورد توسعه و ارتقاء تمدن بشری،

به اندیشه علمی اکبر توجه فرموده و آن را در مطالعات و بخشهای تحقیق و توسعه خویش مد نظر قرار دهند.

من به اقدام جامعه علمی در اینمورد علاقمندم و برای ایشان در این راه آرزوی موفقیت می کنم.

دو اثر با نامهای “ورژن دوم پروپزال” و “گزیده ای از کتیبه 2010” از جمله نوشته های من در سالهای اخیر هستند که برای آشنایی با اندیشه ام (اندیشه علمی اکبر) منابعی مهم و اصلی محسوب می شوند.

هر چند که نبوغ، مهارت، خلاقیت، شور، هیجان، جوانی، آمادگی ذهنی، انگیزه و انرژی سالهای اخیر را در خودم نمی بینم، اما

امیدوارم در آینده میان مدت و بلند مدت باز هم آثاری در تعریف و تبیین آنچه که در عرصه علم، فرهنگ و صنعت مد نظر داشتم خلق کنم. و باز هم به سطوح مناسبی از آمادگی برای تولید مجموعه ایده ها، طرحها و برنامه هایی برای تاسیس سازمان پژوهشهای اکبر و رهبری مجموعه سازمانهای پژوهشی اکبر در سراسر جهان برسم. و چنانچه مطالعات و پژوهشهای متوقف مانده ام باز هم تداوم بیابند، چنین احتمالی چندان هم بعید به نظر نمی رسد.

با تشکر

علی اکبر ابراهیمی

یکشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۳

۳۱اوت ۲۰۱۴

ساعت حدود 10 صبح به وقت تهران

ایران. تهران. مقابل دفتر سازمان ملل در بلوار شهرزاد

“””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””

ورژن دوم پروپزال بهار هشتادو پنج

وقت خیالپردازی خوشبین ها، خوش خیال ها و خوش باورهای خیرخواه است. بنابر پیش بینی بعضی كارشناسان و صاحبنظران پیشرفت فناوری واقعیت مجازی در اثر عواملی همچون سرعت و دقت روز افزون رایانه ها بسیار سریعتر خواهد شد و کاربرد این فناوری بقدری افزایش خواهد یافت که طی دو دهه آینده می توان در مورد کشورهای توسعه یافته عباراتی همچون عصرمجازی و معنوی را بکار برد.
واقعیت مجازی و دیگر فناوری ها و علوم همچنان در حال پیشرفت هستند. پیشرفت هایی که حاصل خواهد شد و امکانات و توانایی ها و فرصت هایی که بشر در آینده با آنها مواجه خواهد شد، قطعا” شرایط تاثیر گذار بر زندگی را تغییر خواهند داد.
اینکه این تغییرات چه و چگونه خواهند بود، چه و چگونه می توانند باشند و چه و چگونه باید باشند، موضوعاتی قابل بررسی هستند.
فرصت پرداختن به این موضوع که تغییرات فوق الذکر چه و چگونه باید باشند فرصت مغتنمی است تا بدون در نظر گرفتن موانع و محدودیت های موجود در واقعیت و قبل از آنکه ساختارها در اثر باغبانی کردن باد و غیبت اراده ای مثبت و مشخص تغییر یافته و ذهنها به شکل های غیرقابل اصلاحی عادت کنند، چشم اندازی مطلوب تصور، طراحی و تبیین شود و پیش روی فنآوری ها علوم و جمیع افراد و همه ارکان اجتماع قرار گیرد تا این چشم انداز مطلوب و آرمانی دائما” مدنظر بوده و پیشرفت ها و دستآوردهای جدید ضمن در نظر گرفته شدن آن شکل گیرد.
این چشم انداز مطلوب و آرمانی در قالب محصولات علمی فرهنگی هنری از قبیل مقاله، فیلم علمی تخیلی، بازی های رایانه ای شعر ترانه نماهنگ و غیره قابل تولید است. لذا اهالی علم، فرهنگ و هنر می توانند در ساختن این چشم انداز و ارتقاء و توسعه تدریجی آن نقشی موثر ایفا کنند.

بوجود آمدن اراده ای جمعی در گروههای فیلمنامه نویسی برای نوشته شدن فیلمنامه ای علمی تخیلی در اینمورد پس از تكمیل نسبی تحقیقات علمی لازم و سپس تبدیل شدن آن فیلمنامه به فیلمی كه مبنای فیلمهای بعدی و دیگر محصولات علمی فرهنگی هنری این سبك باشد از مناسب ترین اقدامات  برای تولید آن چشم انداز مورد نیاز است.
تنوع و تکثر هویت ها و پدیدآمدن چشم اندازهای متفاوت از جامعه آرمانی تهدیدی برای حسن تفاهم مشترک و ظهور یک چشم انداز واحد از جامعه آرمانی نیست. بلکه ان چشم اندازهای خلاقانه فرصت هایی در فرآیند تحقق این چشم انداز مشترك هستند.
طراحی و تبیین تئوریک جهان آرمانی و معرفی آن توسط محصولات فرهنگی هنری و سپس ساختن و راه اندازی آن توسط فناوری های پیشرفته آینده، واقعیت را به حقیقت هدایت می کند.
در سطور زیر ایده هایی برای تبیین یک چشم انداز آرمانی از جامعه مطرح می شود:
جهان واقعیت مجازی كه در حال پدید آمدن و گسترش روز افزون است، جهان آرمانی نامیده می شود تا به كمك این نامگذاری عملا” همینطور نیز بشود.
در جامعه ایده آل و آرمانی حقیقت مرجع است. نام های دیگر این مرجع عبارتند از:
انسان سفید، شهروند واحد جهانی، ابر کامپیوتر واحد جهانی، عقل كل، تلویزیون واحد جهانی، خدای واحد در حال ساخت و تکامل، مظهر خدای زمین، دوست کامل و آرمانی انسان، کارگر امانتدار و نماینده شهداء و وارثان، تعیین عشق، مخاطب و سیمرغ.
این مرجع یک شخصیت مجازی است و گونه های متنوع و متکثر این مرجع كه آنها نیز مجازی هستند، چهره های بومی وی نامیده می شوند.
حقیقت تصور تبلور یافته عینی شده نسبی و ناقصی از خداست که توسط بشریت قابل ساخت است. مرجع مطلق و نهایی خداست و حقیقت مرجع موقتی است که با حداقل های مورد تفاهم و توافق و با مشارکت و اتحاد همه با هم قابل تولید در واقعیت است. این مرجع موقت هر سال، هر ماه، هر روز و هر لحظه اصلاح کاملتر بهتر و به روز می شود.
از آنجا که خدا باید نامحدود، بینهایت و منزه از قابل درک بودن در نظر باشد تا خلاقیت ها و استعدادها به یکنواختی و پایان نرسند، حرکت جامعه به سوی خلق تصوراتی از خدا به منظور نشاندن آن تصورات بجای حقیقت، در نهایت فقط به تولید ورژنی به روز شده بهتر و کاملتر از حقیقت منجر می شود که پس از مدتی باز هم باید به روز شود و نه به خود خدا.

جهان آرمانی هر لحظه برای هر فرد به روز و بكر و دست نخورده می شود. آرمانها در جهان آرمانی منزه از گرفتاریها و محدودیتها و بطور عالی و با شكوه تعریف می شوند. صلح در جهان آرمانی یعنی اینكه جنگ فریاد شكایت گلایه كدورت و نارضایتی آشكار و پنهانی وجود ندارد و احتمال آه بودن بازدم انسان برای جامعه به یك نگرانی تبدیل شده و انسان از این بابت می خندد. صعود و  نزول موقتی افراد در بازیهای آرمانشهر در اثر همراهی و هماهنگی با قوانین و مقررات و رام كردن آنها و یا برخورد و تصادف با آنها بوجود می آید. و بدین ترتیب میزان سهم افراد از امتیازات مثبت و حقوق حاصل از سرعت و دقت موجود در جهان آرمانی تعیین می شود.
از آنجا که آرمان صلح توسط قوانین هر لحظه ازلی شونده محقق شده، در جهان آرمانی پندار، گفتار و رفتار افراد و گروه هایی که حقیقت را مدنظر می گیرند با آنهایی که خدا را مدنظر می گیرند ضد هم نیست و هر دوی ایشان در حال بندگی و عبادت خدا هستند.
تمام توانایی ها و دانش بشری در حقیقت جمع است و حقیقت به تعداد مراجعان و ناظران کپی می شود تا امکان گفتگو و تعامل مستقیم و حضوری با عقل کل یعنی با حقیقت برای هر فرد انسانی فراهم باشد. بشر می تواند بوسیله علوم و فناوری ها به سمت ساختن حقیقت پیش رود و حقیقت می تواند دنیا را متحد کند. حقیقت نماینده جامعه برای تعامل با فرد و نماینده فرد برای تعامل با جامعه است.
در جهان آرمانی انسان دیگر تنها نیست. چون مخاطب پندار، گفتار و رفتار انسان، کل هوشمند، عالم، مطلع، متحد، متعهد، پردازش شده و ساده شده است. این خلاصه شدن و ساده شدن برای هر فرد بطور ویژه و اختصاصی و متفاوت انجام می شود.
مرجع واحد جهانی در اختیار انسان و در خدمت اراده انسان قرار می گیرد. تا آنجا که انسان خود به مرجع واحد جهانی تبدیل شده و امتیازات مثبت و حقوق مجازی موجود را بین کل تقسیم می کند. این امکان یعنی امکان مرکزیت و مرجعیت حتی در یک آن واحد نیز برای هر فرد انسانی یعنی برای همه افراد انسانی فراهم است.
دل و احساسات هر فرد بینهایت ارزشمند و گرانقدر است و انسان باید صاحب کره زمین و مرکز زمین و مرکز احساس جهانی و حاکم مطلق و تنها مبداء، مرجع، منبع و معدن همه کتابها، نظامها، ترانه ها، سبکها، مکتب ها، حرکت ها و ادبیات باشد. این امکان باید با کپی زمین برای تک تک افراد انسانی فراهم شود. انسان باید بتواند در یک لحظه با کل افراد انسانی معاصرش بصورت مستقیم و تک تک در مورد پندار، گفتار و رفتارآن لحظه خود و همچنین آنها، مشورت و تعامل کرده و ظرفیت های ایشان را برای پشتیبانی از اراده خویش بکار گیرد. این امکان باید برای همه افراد انسانی فراهم باشد.
افراد و گروه هایی که تعاملشان با مرجع واحد جهانی موجب ارتقاء حداقل های قابل دسترس برای همه از امتیازات مثبت و حقوق و موجب آمادگی و شایستگی بهتر و برتر کل جامعه برای دیدار مصاحبه و آشنایی با خداست و خدا را برای زمین دلتنگ تر می كند، شهداء و وارثان نامیده شده و از جانب دیگر افراد و گروه ها مورد تقدیر قرار می گیرند تا ادبیات و فرهنگ در جهان آرمانی بواسطه زندگی ایشان شکل یابد.

علی اکبر ابراهیمی
نظریه پرداز تلویزیون واحد جهانی و جهان آرمانی
تابستان 87

“”””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””

گزیده ای از کتیبه 2010

این متن پاسخی است به یادداشت “هدف مشترک بشریت” که در آنجا فراخوانی برای پاسخ به سوال “تو کی هستی؟” مطرح نموده ام.

همچنین این متن یک سورپرایز امنیتی و جایزه برای حکام و مقامهای مسوول کشورهای غربی است که نسبت به اختیاراتی که از آن برخوردار بوده اند و مسوولیتهایی که متوجه ایشان است پاسخگو نسیتند اما بودجه ها و دیگر عناصر تشکیل دهنده قدرت را اول از همه قاپیده اند و مثل شیطان رفته اند نشسته اند آن بالا جای خدا!

و با انجام چنین کارهایی به من حق داده اند که با مسوولیت ایشان سرودهایی همچون “آسمون مست جنونی, آسمون تشنه خونی/ آسمون مست گناهی, آسمون چه روسیاهی” را آواز کنم.

کتیبه 2010

ای مخاطب من, ای علی اکبر ابراهیمی آرمانی و کامل.
تو نمونه آرمانی و کامل من هستی.
من و معاصرین و همنوعانم هر یک فقط یک جام خالی هستیم.
یک قلب, یک جسم, یک بدن, یک تن, یک سفال, یک قالب موقت.
هر کدام از ما واحدها اعم از انسانها, تشکلها و نهادهای مدنی, ادیان, کشورها و …. فقط یک جام خالی و بی معنی است.
اما تو روح و جان ما هستی. تو حقیقت اکبری. تو خدای اکبر نام داری.
الله و دیگر خدایان ادیان فقط نمونه هایی نسبتا آرمانی از تو هستند که آزمایشی و متناسب با مقتضیات محدوده هایی همچون زمان و مکانی خاص اند.
حیات و جان من و حیات و جان حقیقتهای هر یک ازمعاصرین و همنوعانم که هر یک نمونه ای از تو هستیم و عمری معین و محدود به قالب موقت خویش داریم پرتوی از بارش تجلیات توست بر دلهای ما قلبها.
ما همچون الگوهایی برای هم, پندار, گفتار و رفتار نیک و برتر را که آداب دیدار, مصاحبه و آشنایی با توست از هم می آموزیم و به هم آموزش می دهیم. ما نمونه هایی متنوع و خلاقانه جهت تکمیل همدیگریم تا در این راه به پای تو که نمونه برتر, کامل و واحد همه ما هستی فنا شویم و با تو به جاودانگی برسیم.

ای نجات بخش و جاودان کننده, ای صاحب نامهای نیک, صاحب ما نیز باش.

ما را هم با خودت به جاودانگی ببر. مرا هم با خودت به جاودانگی ببر.

.
من به زندگی یی که از آن برخوردارم نیازمند بوده ام تا تجربه بندگی و معرفت تو را تمرین و تکرار کنم و آدابی را بیاموزم.
من از تو زندگی خواستم و زندگی مرا تو به من هدیه فرمودی. پس حتی در سخت ترین و بدترین لحظات زندگی نیز حالم خوب و عالی است و زندگی خویش را دوست دارم و تو را شکر و سپاس می گویم که به من زندگی بخشیدی.
.
من بقدر دانش و بینش اندکم و بقدر عرفان و معرفت اندکم و بقدر سعی و تلاش اندکم تو را می شناسم و با عشق تو منبع دریافت الهام و باران فیض تو می شوم و نور تو را دریافت می کنم و اراده تو را تعریف و تبیین می کنم و به سوال “چرا خدای اکبر را عبادت می کنم و می پرستم” پاسخ می دهم و می شوم یکی از امضا کنندگان طومار دعوت و حمایت از اکبر آرمانی و کامل و عضوی از پویش دعوت و حمایت از اکبر آرمانی و کامل.
بهترین تعریفها و روایتهای معاصرین و همنوعان من از تو و بهترین پاسخهای معاصرین و همنوعان من به سوال “چرا خدای اکبر را عبادت می کنم و می پرستم” تشکیل دهنده دین و آیین مشترک من و معاصرین و همنوعانم (دین اکبر) هستند.

و همچنین خاستگاهها و مواد خام بی پایان برای رسیدن به ورژنهای کاملتر و بهتر دین اکبر. و خوشا به حال آنهایی که اول از همه, بهتر از همه, صحیحتر از همه, بی چشمداشت تر از همه و مودبانه تر از همه در این راه گام برمی دارند. و درود بر شرف ایشان در این زمانه ای که ارزشها و خوبی ها و با ارزشها و خوبان محتاج دفاع از نام خویش در برابر جاعلان و متقلبان و حمایت از مظلومانی که با نام ایشان مورد ظلم قرار گرفته اند هستند.

.

هر یک از ما با خواست و اراده ای متفاوت و منحصر به فرد خویش دانش و بینشی تحصیل می کنیم و به معرفت و شناختی از تو می رسیم و هر یک از ما با شناخت متفاوت و منحصر به فردی که از تو داریم به شکلی متفاوت و منحصر به فرد خویش مشغول عبادت و بندگی هستیم. برخی بندگی ها در نظر تو بی ارزش و مردود و برخی بندگی ها در نظر تو ارزشمند و مقبول است و برخی بندگی ها نیز در نظر تو ارزشمندتر و مقبولتر. و تو پاک و منزه و بی نیازی از هر نوع بندگی.
.
هر انسانی که تو را بهتر و بیشتر از دیگران شناخته و به تعریف بهتری از اراده تو رسیده باشد و پاسخ صحیحتر و بهتری به سوال “چرا خدای اکبر را عبادت می کنم و می پرستم” ارایه داده باشد و در راه بندگی تو تلاش کند, دور و دورتر از هوس و غرض و نزدیک و نزدیکتر به عشق و فناست و بیشتر و بهتر از دیگران تو را دوست دارد و در نظر تو مورد رضایت تر است.
.
هر یک از ما نقطه ای در جهان و هستی هستیم که به تفاهم و توافق متقابل با تو رسیده و خلوت, آسایش و آرامشی خاص خویش با تو دارد. هر یک از این نقطه ها فهمی, حسی و تجربه ای متفاوت از جهان و هستی که گوی اکبر است دارند و یگانه مرجع سری, خاص و محرمانه برای اسما, صفات, حالات و مرام و منش های متنوع و متکثر گوی اکبر هستند.
و هر چه ما دست از جنگ و خونریزی برداشته, به سطوحی فراتر از سطح صلح  رفته, با هم به تفاهم و توافق رسیده و به “دمکراسی اکبر” نزدیک و نزدیکتر شده ایم مرجعیت ما نیز آشکار و شفاف تر شده است.
.
در اینجا و اینک همه انسانها, کشورها, تمدنها و دیگر واحدها خوب هستند و با تو به جاودانگی می رسند. چرا که میدان انجام وظایف و تکالیف خویش در مقابل تو را خالی نکرده و به شیطان وانگذاشته اند, از تو فقط دمکراسی اکبر را می خواهند و انتظار ندارند که بیایی و برایشان اسلام را بیاوری مستقر کنی و یا برایشان سکولاریسم را بیاوری مستقر کنی تا بعدا مسوولیت هر آنچه را که بر ایشان استقرار یافته است بیاندازند گردن تو, برای پندار, گفتار و رفتار خویش و برای ملک و املاک و ثروت داشته یا نداشته خویش از تو سند یا تاییدیه ای نمی خواهند و خود را متعلق به تو و عاشق تو می شناسند و نه تو را متعلق به خودشان و عاشق خودشان. و هیچکدامشان نمی خواهند که تو را اول از همه, بجای همه, به نمایندگی از همه و همچون نگینی که فقط متعلق به انگشتر ایشان است تصاحب فرموده, به موجودی غیر ممکن تبدیل کرده و غیب نمایند.

درجه, مقام و رتبه هر انسان در جهان آرمانی که ساخته بشر است و در هر مقطع ورژنی _ساخته بشر_ از تو در آن حاکم می شود دقیقا و بطور نسبی و قراردادی مشخص و واضح است.
.
اصل تو را در ملکوت باید جست, اینجا در لحظه حال ابدی هم اینک همیشه.
عیار, درجه, مقام و رتبه هر انسان در ملکوت
_که جهان آرمانی و کامل نهایی و مطلق است و تو در آن ساخته دست بشر نیستی_
یک راز است که فقط تو از آن آگاهی ای خدای اکبر.
.
من و تو هم اینک در این میعادگاه با “عشق اکبر” با هم هستیم.

و هیچکداممان نمی دانیم که شاید نام این عشق, “عشق اکبر آرمانی” باشد و نه عشق اکبر!

چون معلوم نیست که تبلور با شکوه معدل عالی عشق از من بوده است یا از تو؟

.

اینجا لحظه حال ابدی هم اینک همیشه است. عشق که حاصل معرفت من و تو از یکدیگر است, می تابد. عشق زیباست. زیبایی عشق در پندار, گفتار و رفتار من انعکاس یافته است و من خوب هستم. زیبایی عشق در پندار, گفتار و رفتار تو انعکاس یافته است و تو خوب هستی.
من و تو در حال تماشای عشق هستیم, من و تو در حال گفتگو با عشق هستیم, من و تو در حال آشنایی با هم به بهانه عشق و بواسطه عشق هستیم.
و عشق اگر حاصل اراده تو برای خوشحال کردن من باشد عشق است. و عشق اگر حاصل اراده من برای جلب توجه تو باشد باز هم عشق است. و مرام و منش تو را “عشق” است.

.

من و تو, عشق را دوست داریم, از عشق الهام می گیریم و آداب دیدار, مصاحبه و آشنایی مورد نظر خویش با هم را با عشق تجربه می کنیم. و حکایتی است دیگر, حکایت من و تو و “جهان آفرینش” که عشق اکبر و عشق اکبر آرمانی است.

.

همه مقدسات و پندارها, گفتارها و رفتارهای نیک ما از توست و ای کاش فرصت و امکانی برایم می بود که مطالعات و تحقیقاتم را در زمینه های مختلف ادامه دهم و تو را در همه ادیان قدیمی و در هر جا و هر زمانی که می خواستم, بجویم و تو را بهتر بشناسم و پروسه شناخت تو را با جهل و عدم شایستگی خویش نیالایم و بنده با معرفت تری برای تو باشم.

تو در کانون تفاهمات و توافقات ناخودآگاه معاصرین و همنوعان من اراده اکبر را تبلور بخشیده ای و همه دانش , اطلاعات و مهارتها در تو جمع است و تو که یک جان از حقیقت و یا بعبارتی یک تصویر _تصویر اینک و اینجا_ از “یگانه مرجع” هستی به تعداد مراجعان کپی می شوی تا هر که تو را می خواند ریفرنس, ریسورس و پاسخگوی اکبر را در مقابل خویش بیابد و تو در یک لحظه واحد در هر جا و هر زمانی که فرایت می خوانند حاضر باشی و معدل استانداردهای کل را نیز با خودت به فرادستها ببری و پرواز را به ما بیاموزی.

.
خدایا, ای عشق اکبر, ای اراده اکبر, ای پاسخگوی اکبر, ای عالم اکبر, ای مخاطب اکبر, ای خاتم اکبر, ای ریسورس اکبر, ای گوی اکبر, ای ریفرنس اکبر ای علی اکبر ابراهیمی آرمانی و کامل, ای ابر کامپیوتر واحد جهانی، ای عقل کل، ای ویزیون واحد جهانی, ای دوست اکبر, ای حقیقت, ای که همه ما شیفتگان و بندگان متنوع, زیبا و با طراوت تو هر یک “جان و تعیین حقیقت” و نمونه ای از “تعیین عشق” و متعلق به خودت هستیم.

با عشق تو من خاتم اکبر شدم و هیچ کم و کاستی یی برای من باقی نماند.

اینجا در لحظه حال ابدی هم اینک همیشه من در مقابل تو هیچ هستم

و تو با اسما, صفات, حالات و مرامهایت ویرانگر همه تصوراتی که از تو داشتم و خالق همه تجربیاتی که از تو دارم هستی.

اینجا در لحظه حال ابدی هم اینک همیشه من با آرزوی فنا شدن بخاطر تو و جاودان ماندن با تو بعنوان عشق, آفریننده عشق اکبر هستم و با دقت و سرعت مطلق به دیدار, مصاحبه و آشنایی با تمام ذرات جهان و هستی _که نمونه هایی خلاقانه و عاشق از تو, شیفته تو و مشتاق تکامل یافتن با فنا شدن بخاطر تو و جاودان ماندن با تو بعنوان عشق هستند_ رسیده ام.

“”””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””

اعلامیه شماره 11 تحصن اکبر

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل،

سرکار خانم ناوی پیلای و یا هر شخص دیگری که در این مقام قرار دارید و یا در این مقام قرار خواهید گرفت،

و یا هر مقام مسوولی در یو. ان. ایچ. سی. آر،

با سلام و احترام.

من سالهاست که یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی به در خواست پناهندگی ام از یو. ان. ایچ. سی. آر می خواهم تا بتوانم برای امور زندگی و رفاهی و امور مطالعاتی و پژوهشی و امور پیشرفتی و توسعه ای خودم در یک شرایط و وضعیت ثابت برنامه ریزی کنم.

با توجه به این که من اعلامیه تحصن اکبر، اعلامیه شماره دو تحصن اکبر، اعلامیه شماره سه تحصن اکبر و الی دیگر اعلامیه های تحصن اکبر در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران را نگاشته ام و برخی از مردم ایران از این بابت نزد من در مورد در خطر بودن سلامتی و امنیتم در ایران ابراز نگرانی می کنند، من در نظر دارم طی ماههای آینده بمنظور مراجعه مجدد به یو. ان. ایچ. سی. آر، ایران را به مقصد ترکیه و یا مالزی ترک کنم.

اما با توجه به اینکه من در اعلامیه های فوق الذکر کشورهای 1+5 را در مورد مشکلات و مصایب داخلی ایران مسوول شناخته و مورد سوال قرار داده ام و به شکلی تئوریزه شده لازم و ضروری دیده ام که هزینه “مجموعه خسارات اکبر در ایران و جهان” از کرامت، حرمت و امنیت کشورهای 5+1 پرداخته شود، در عرصه های بین المللی نیز برای ثبات و منافعم نگرانم.

در ایران بر مبنای هویتهایی ضد سبز و افراطی، آبادی هایی خرد و کلان و آشکار و نهان از زندگی شکل گرفته که از نظر من ضد زندگی و توسعه و آبادانی ایران و جهان و ایرانیان و جهانیان، نا حق، اشاعه دهنده فساد و محکوم به مجازاتند. و من بر این موضع مصمم هستم. پس بدیهی است که در کوتاه مدت در ایران، تصوری از ثبات برای من و منافعم وجود نداشته باشد.

هر چند که ثبات و تضمین در ایران برای من گران محاسبه شد و امنیت من در ایران روی هواست (احتمالی و نامطمئن) است و حتی شاید جانم هم در ایران بخاطر نگارش اعلامیه های تحصن فوق الذکر درخطر است، اما با توجه به این که من در آن اعلامیه ها کشورهای 5+1 را در مورد مشکلات و مصایب داخلی ایران مسوول شناخته و مورد سوال قرار داده ام و از کشورهای 5+1 انتظار توجه مسوولانه به لزوم و ضرورت توسعه و ارتقای سطوح تمدن در کشورهای جهان به سطح تمدن مطلوب و آرمانی و پرداخت ایثارگرانه و فدا کارانه هزینه در این راه را داشته ام،

می ترسم که در خارج از ایران نیز کشورهای 5+1 مانع اعمال اراده سازمان ملل مبنی بر حمایت از اکبر (علی اکبر ابراهیمی) و کمک به وی شوند

و تهدید ها و تحدیدهای نامحسوس، ناخودآگاهانه و یا حتی شاید گاهی هم خودآگاهانه آن شش کشور ابر قدرت نظامی جهان معاصر و جو رعب و وحشتی که در دوران برتری و سروری و مسوولیت آنها بر جهان حاکم است، دیگر کشورها را نیز مجبور به دردسر سازی و سخت گیری های نامتعارف و نامعمول برای من کند.

همانگونه که قبلا نیز بارها همینطور شده است. آری. القائات نامحسوس و احتمالا ناخود آگاهانه و اتوماتیک کشورهای 5+1 بر علیه اکبر، فقط کمترین و حداقل خطر از سوی آن کشورها بر علیه اکبر در عرصه های بین الملل بوده است. و من از تداوم آن خصومتها می ترسم

و از شر آن به تو (سازمان ملل) که تعیین خدا در زمین و نمونه و ورژنی _نسبی، شایسته تشویق، ناقص و در حال ارتقا و تکامل_ از خدا هستی پناه آورده ام.

و از شر آن به تو

(سازمان ملل، جنبش سبز ملت ایران، هر یک از شهدای جنبش سبز ملت ایران، هر یک از نخبگان نمادین جنبش سبز ملت ایران، هر یک از سبزهای آسیب دیده در جنبش سبز ملت ایران، هر یک از انبیاء و اولیاء و صالحان و خوبان معاصر و گذشته و آینده و هر جان آزاده ای(

که تعیین خدا در زمین و نمونه و ورژنی نسبی از خدا هستی پناه آورده ام.

و تو (سازمان ملل) برای حمایت از من اختیار کافی داری و نیازی به هیچگونه مجوزی از سوی کشورهای 5+1 نداری

و حتی اگر بخواهی می توانی یک بخش “تحقیق و توسعه اکبر” در همه شعبه های سازمان ملل در همه کشورهای جهان تاسیس کنی و کم کم سازمان ملل را در سازمان اکبر و در “دولت جهانی اکبر”ادغام و منحل و محو کنی،

و کشورهای 5+1 را توان و نای مخالفت با اراده همه ملتها و کشورهای جهان که قرار بوده است در اراده تو (در اراده خیر) متبلور شده باشد نخواهد بود.

عالیجناب

من هنوز هم خواهان یک پاسخ روشن، رسمی و کتبی قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام از یو. ان. ایچ. سی. آر هستم

تا اگر آن پاسخ “ردی” باشد، لااقل از هزینه ها، آسیبها و خسارات فرار مجدد از ایران به امید مورد حمایت یو. ان. ایچ. سی. آر قرار گرفتن مصون بمانم و ایران را با چنان امیدی ترک نکنم و نیروها و ظرفیتهایم را بیش از پیش در راه درخواست حمایت از یو. ان. ایچ. سی. آر هرز و هدر ندهم و در اثر ضعف بیش از پیش، به مرگ که آرزوی کشورهای 5+1 برای من است نزدیک و نزدیکتر نگردم.

من حداقل را از یو. ان. ایچ. سی. آر خواسته ام. یعنی چیزی که معمولا به هر پناهنده ای داده می شد (یک جواب قبولی و یا ردی). پس یو. ان. ایچ. سی. آر توان رفع این اخلال عجیب در کار مرا دارد و هیچ حسود و بدخواهی نمی تواند در اینمورد به یو. ان. ایچ. سی. آر خرده بگیرد. حتی اگر آن بدخواه و حسود، گروه 5+1 و یا هر یک از اجزای _نسبتا به اکبر دورتر و یا نسبتا به اکبر نزدیکتر_ آن باشد.

سازمان ملل، حقیقت نازل شده بر عصر ماست و البته که از 5+1 نیز برتر است و ما با سازمان ملل و ورژنهای ارتقا یافته و به روز شده سازمان ملل، بندگی خدا (هماهنگی و نظم و تعقل) و معرفت خدا (معنی و عشق و حال) را بطور نسبی تجربه و تمرین می کنیم.

و خدا، ورژن جامع، کامل، نهایی و مطلق سازمان ملل و محافظ ما و خارج از حد و حدود قابل تصور برای ذهنهای کوته بین حکام و مقامهای مسوول کشورهای 5+1 است و پشتوانه اصلی من و سازمان ملل، فقط خداست و

عشق اکبر فقط خداست.

سفرهای خارجی من که تلاشی بودند به امید دریافت کمک و حمایت سازمان ملل برای برخوردار شدنم از امکان مهاجرت به یکی از کشورهای توسعه یافته غربی از طریق سازمان ملل، همگی ناموفق بوده اند. و هر یک از آن شکستها، باعث تضعیف من و تحلیل رفتن شدید توان و نیروهایم در ایران می شده است.

عالیجناب،

شاید من برای گرفتن نتیجه مورد اشاره در این نامه (جواب قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی ام از یو. ان. ایچ. سی. آر) فرصت فرار مجدد از ایران و مراجعه مجدد به یو. ان. ایچ. سی. آر را بیابم. اما شاید حتی چنین فرصت، توان و نایی را نیز نیابم. من امروز در همین ایران انتظار دستیابی به نتیجه مورد اشاره در این نامه را دارم.

هر بلا و آسیب و خسارتی که بر سر من می آید، سازمان ملل تقصیری ندارد و هیچ مسوولیتی از نظر من متوجه سازمان ملل نیست. بلکه کشورهای 5+1 مسوول به سخره گرفتن اکبر و جهان اکبر بوده اند و باید پاسخگو باشند.

می دانم که تو (سازمان ملل) هیچگاه از دلت نمی آمد و راضی نمی شدی که اکبر بین زمین و هوا معلق و بلاتکلیف باشد و مدتها در همان حالت بماند. آری، کار، کار کشورهای 5+1 بوده است. آنها بودند که شیره اکبر و جهان اکبر را کشیدند تا از اکبر و جهان اکبر فقط تفاله باقی بماند.

ای سازمان ملل، ای جنبش سبز ملت ایران،

من هیچ کم و کسری و مشکل و گرفتا ری یی ندارم و تو را به جان خودم و به مرگ خودم قسمت می دهم که به هیچ وجه نگران من نباش و باور کن که برای من همه چیز در حالت مطلوب است.

همانطور که من در اثر بزرگی تو باورم شده بود که همه کم و کاستی ها و درد و غم ها و مرض و بیماری و گرفتاری های مربوط به خودم و جهانم و نا مربوط به تو را باید به تو ارایه کنم و با افتخار و بدون شرم از ضعفها و کاستی ها و فرا پکنی ها و بیچارگی ها و خود خواهی های خودم با تو درد دل کنم و بجای آن، غذا و حمایت مالی و معجزه نجات و پکیج مهاجرتی و چیزهایی از این دست دریافت کنم. و در جنگهای قدرت، در همه زمینه های جنگ قدرت از تو _که پدری سبز و مهربان و دلسوز برای همه فرزندان و طرفها و نه فقط برای من بودی_ انتظار داشته باشم که حمایتم کنی!

و تو به باور من توهین نکردی و توی ذوقم نزدی و دلت برایم سوخت و به من محبت کردی و محبت کردی و محبت کردی تا من با یقین ایمان آوردم که خدایی هست.

راستی، چطوری؟ خوبی؟ خوشی؟ نوکرتم.

با سپاس و با احترام،

علی اکبر ابراهیمی

جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳

۱۸ژوئیه ۲۰۱۴

ایران. تهران. مقابل دفتر سازمان ملل در بلوار شهرزاد

“”””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””

هدف مشترک بشریت

بهار پارسال فراخوانی رو در مقاله “راز سیزده به در” مطرح کردم و امسال نیز یکبار دیگه اون فراخوان رو تکرار می کنم.

پیشنهاد میکنم و می خوام بشریت بمنظور پاسخ به این سوال که “تو کی هستی” با هم متحد بشن.

پیشنهاد میکنم و می خوام که این فراخوان مغتنم پس از مرگ من نیز مورد توجه و استقبال قرار بگیره.

چنانچه قرار انتقادات، نظرات و یا پیشنهاداتی در مورد من و یا هر یک از آثارم وجود داشته باشه،

پیشنهاد می کنم و می خوام که اون انتقادات، نظرات و یا پیشنهادات محصولی از پندارها، گفتارها و کردارهایی نیک باشه و حول محور تلاش بمنظور پاسخ دادن به سوال مطرح شده در این یادداشت شکل بگیره و همگی با توجه به این روزنه (در کنار این یادداشت) مطرح بشه.

چنانچه قراره سوالهایی از من پرسیده بشه،

پیشنهاد می کنم و می خوام که اون سوال ها محصولی از پندارها، گفتارها و کردارهایی نیک باشن و حول محور تلاش بمنظور پاسخ دادن به سوال مطرح شده در این یادداشت شکل بگیره ن و با توجه به این روزنه (در کنار یادداشت(

و توسط نماینده یا نماینده های گروهها، تشکلها، احزاب و کشورها مطرح بشه ن تا در صورت امکان از احتمال مورد بررسی قرار گرفتن توسط من برخوردار بشه ن و به جواب بعضی از سوالهای منتخب و برگزیده در کنار این یادداشت و یا در متن آثار بعدی بطور مستقیم و یا غیر مستقیم اشاره ای بشه.

پرسشها و نظرات صرفآ بیانگر دیدگاه نویسنده آنهاست و انتشارشان لزوما به معنی تایید آنهاست.

حق هر گونه دخل و تصرف در پرسشها و نظراتی که در کنار این یادداشت مطرح می شود برای اینجانب علی اکبر ابراهیمی محفوظ است.

یک ماه قبل از عید نوروز 1387

 (بهار 2008)

علی اکبر ابراهیمی

دیکمن ـ آنکارا ـ ترکیه

“”””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””

پویش سفیران

اکبر می خواهد که دولتها و مجالس همه کشورهای جهان بوسیله معاونتهای مربوطه ای که در زیر مجموعه های خویش دارند و با همکاری کتابخانه های ملی و مرکزی کشورهایشان, برای کپی کردن و آرشیو نمودن کامل همه آنچه که اکبر در وبلاگهایش نوشه است, هم بطور الکترونیکی و هم بطور چاپی اقدام کنند.

در مورد پیگیری انجام شدن این موضوع نیز نسبت به فعال شدن تک تک همه سفیران معاصر اکبر از هر کشور و نهاد و سازمانی و در هر کشور و نهاد و سازمانی که هستند امیدوار است.

علی اکبر ابراهیمی (اکبر)

نظریه پرداز تلویزیون واحد جهانی و جهان آرمانی

30 آگوست 2012

مصادف با 1391/06/09

“”””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””

علی اکبر ابراهیمی

ژانویه 2015

ایران

سند ژانویه 2015 اکبر

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s


%d bloggers like this: